ابعادي مهم از مساله سوريه
مساله سوریه دارای
ابعاد مختلفی است که هر روز هم بر پیچیدگی آنها افزوده می شود. امروز بیش از گذشته
تبعات این بحران و اهدافی که دشمن بطور مستقیم یا غیرمستقیم از آن بهره برداری می کند
روشن شده است. در این مجال، به بررسی برخی از آنها پرداخته ایم که بنظر می رسد
جنبه حیاتی دارند. در این مجال به سه مشکل و نهایتاً چند راهکار برای بهبود اوضاع
اشاره شده است.
خطر گرایش به
سکولارها
چنانچه می دانیم
دشمن، با این معادله که ابتدا کشتار مردم در سوریه را بزرگنمایی کرد و سپس این
کشتار اکثریت مردم سوریه یعنی اهل سنت را به پای حکام شیعه(علوی ها) و حامیان شیعه
آن(ایران و حزب الله) نوشت، بین «بحران سوریه» و «نزاع مذهبی» پیوند ایجاد کرد. از
همین روست که در یکی دو سال اخیر شاهد رشد چشمگیر شیعه و ایران هراسی و نیز نزاع های
مذهبی در جهان اسلام هستیم و اینک، گروههای افراطی و تکفیری را میدان دار و مدعی
می بینیم.
طبعا، بدلیل حجم
گسترده اتحاد شومی که علیه خط مقاومت و نیز ایران و تشیع صورت گرفت ناخودآگاه دو
اتفاق رخ داد: یکی اینکه ما به اندک حامیان سوریه در شرایط فعلی نزدیک شدیم که اینک
اکثریت آنها را می توان از میانه جریانات «قومی عربی» یافت و خود به خود از
اسلامگرایان کشورهای اسلامی که اکثرشان مخالف نظام فعلی سوریه هستند فاصله می گیریم!
دیگر آنکه در آن سوی نیز با بالا گرفتن احساسات ضدشیعی، برخی ناآگاهانه چنین زمزمه
کنند که کاش همان جریانات سکولار روی کار بودند تا این حساسیت ها رخ ندهد! این
مسائل هر دو، خطری استراتژیک برای آینده امت اسلامی است چرا که ایجاد تمدن اسلامی
جز با همکاری اسلامگرایان عملی نمی گردد لذا نباید بگذاریم که این شرایط بحرانی،
ما را به ورطه انحراف از خط اصیلی که انقلاب اسلامی دنبال می کرد بیاندازد.
تروریست خوب، تروریست
بد!
از جمله دیگر اهدافی
که دشمن در ذیل این بحران در حال پیگیری آن است ایجاد هراس در بدنه جوان کشورهای
اسلامی از اسلامگرایان با معرفی تروریستها بعنوان نماینده آنان است.
آنچه تقریبا از
ابتدای بحران سوریه دنبال می شد، «مدل لیبی» یعنی مسلح کردن معارضین افراطی جهت
جنگ و سپس روی کار آوردن کرواتی ها برای حکومت بود! اما در اینجا کار گره خورد چرا
که برخی گروههای افراطی مسلح مانند «جبهة النصرة» قصد همکاری با کرواتیهایی که در
قالب مجلس وطنی بودند را نداشت و چون مساله مهم امنیت «رژیم صهیونیستی» نیز به
عنوان عاملی مهم در این بحران نقش بازی می کرد غربی ها از ترس اینکه این جریان
بتواند زمام امور را در صورت تفوق بدست بگیرد و آنگاه با اسرائیلی ها نیز درگیر
شود، آنان را در لیست تروریست ها جای داده و همه حمایت خود را متمرکز بر جریان
سکولاری کردند که در ارتش آزاد سوریه جای گرفته بود و بدین ترتیب تروریست خوب و
تروریست بد شکل گرفت!
آنچه خطرناک می نماید
آن است که در میانه این بحران، دستهایی تلاش دارند تا جریانات افراطی و خونریزی که
حتی آمادگی دارند یک عالم بزرگ اهل سنت(شهید رمضان البوطی) را در محراب نمازش منفجر
نمایند، را بعنوان نماینده حقیقی اسلام به جهان و جوانان کشورهای اسلامی معرفی
کنند. درست است که برخی جوانان کشورهای اسلامی، اینان را مجاهدان راه خدا و
سربازان خط مقدم می دانند ولی اکثریت جوانان مسلمان از قدرت یابی این جریانات در
هراس اند و از همین رو به جریانات سکولار گرایش می یابند.
سنگین کردن فضا بنحوی
که صدای اکثریت معتدل جهان اسلام که اگرچه با دولت سوریه مخالف است اما با اقدامات
تروریستی این گروههای تکفیری نیز مخالف است، دیده و شنیده نشود چیزی است که در ذیل
این پروژه در حال پیگیری است.
جایگزینی دشمنی با
اسرائیل و غرب
هدف خطرناک دیگری که
دشمن در خلال این بحران دنبال می کند نزدیک کردن غرب و اسرائیل به کشورهای اسلامی
و خصوصا آنهایی است که در آنها انقلابهای مردمی اتفاق افتاد. می دانیم که پس از رخ داد
بیداری اسلامی، اولین چیزی که برای آمریکا و اسرائیل خطرناک می نمود دور شدن
تدریجی کشورهای انقلابی از غرب و اسرائیل بود. در ذیل بحران سوریه، غربی ها چنان
خود را سینه چاک مردم سوریه جای زدند که توانستند بار دیگر خود را در میانه
کشورهای اسلامی به عنوان دلسوز و منجی مسلمانان جای بزنند و اتفاقاً با بزرگنمایی
خطر ایران و تشیع، آنان را دارای دشمن مشترک بنمایانند! این امر تا جایی بالا گرفت
که در این مدت، چندین بار از سوی برخی متفکران عرب و سران فلسطین، خطر جایگزین شدن
دشمن اصلی با ایران تذکر داده شد.
جالب اینجاست که در
این میان عده ای با نشر برخی کتب و مقالات سعی دارند عامل قوت ایران در دفاع از
فلسطین را نیز با ترویج شبهاتی مانند روابط پنهانی ایران و اسرائیل! مخدوش نموده و
این نقطه قوت غیرقابل انکار خط مقاومت را نیز زیر سوال ببرند.
هراس حکام عرب و
خصوصاً عربستان از کشانده شدن موج بیداری به کشورهای آنان نیز خود عامل استقبال
آنان از تمرکز افکار جهانی بر بحران سوریه بود که با مدیریت آمریکایی ها در منطقه
انجام شد!
چند گام برای بهبود
اوضاع
در مجموع بنظر می رسد
در مواجهه با این جریان باید چند اقدام را با ظرافت ولی شجاعانه انجام داد:
اولاً تبیین هر چه
بیشتر موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه که همانا حمایت از اصلاحات در
آن کشور و انتقال دموکراتیک قدرت به مردم است. یادمان نرود که گرچه این موضع متضمن
باور به وجود نواقص در سوریه است ولی شاید برخی جریانات غیردولتی راحت تر بتوانند
از نواقص پیشین و فعلی موجود در سوریه بطور صریح تر انتقاد کرده و نگرش حقیقی
ایران به آن را تبیین نمایند. طبعا هیچ کس در ایران نافی نواقص و خطاهای موجود در
دولت سوریه و عملکرد آنان نیست.
ثانیاً تقویت روابط
با جریانات معتدل اهل سنت مانند اخوانی ها در عین وجود اختلاف سیاسی بر سر مساله
سوریه و تلاش برای طرد مواضع تندروهای شیعه که اینک ابزار دست وهابی ها برای شیعه هراسی
هستند. در شرایط فعلی باید درباره هر اقدامی در منطقه عربی ظرافت داشت چرا که در
حال حاضر، هر اقدامی ولو مثبت از طرف تندروها به گسترش تشیع متهم می شود. اقدامات بشردوستانه
در مناطق مسلمان نشین سایر نقاط جهان مانند سومالی، میانمار و... می توانند در
افشا کردن دروغهای رسانه ها نقش مؤثری بازی کنند.
ثالثاً اقدامات عملی
جدی در حمایت از مساله فلسطین که خود فرقانی حقیقی بر حقانیت ادعاهای جمهوری
اسلامی ایران است.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۱ ساعت 18:2 توسط alkomx
|
بنام قادر متعال!