برايم جالب بود كه رهبري حتي در موضوعي مثل «دهه پيشرفت و عدالت» و در «آخرين نشست انديشه‌هاي راهبردي » كه موضوعي ظاهرا علمي و نخبگاني است نيز تاكيد كردند كه برويد در اين رابطه «گفتمان‌سازي» كنيد! پيش‌تر هم درباره «عدالتخواهي» و «نهضت‌آزادانديشي» و «انرژي هسته‌اي» و... نيز چنين تعابيري را به كار برده بودند كه برخي‌اش به گفتمان تبديل شد و ثمرات اجتماعي‌اش را ديديم، برخي هم مثل آزادانديشي نشد!

شايد اين تاكيدات به اين خاطر باشد كه تا چيزي تبديل به گفتمان نشود موج اجتماعي در پي آن نخواهد آمد و از آن طرف اتفاقا وقتي گفتمان ‌شد، من حيث لا يحتسب، انرژي‌هايي در سطح اجتماع در ذيل آن موضوع ايجاد مي‌شود كه از شماره و كنترل خارج است. اين است كه آن موضوع را به نقاط روشن و مثبتي از موفقيت مي‌رساند و به يك مطالبه اجتماعي بدل مي‌كند.

در اين ميان مي‌بينيم كه متاسفانه برخي تصور مي‌كنند كه گفتمان‌سازي، همان «تبليغات و خبرسازي رسانه‌اي» است حال آنكه گفتمان‌سازي داراي ابعادي معرفتي و تبييني است و چند لايه عميق‌تر از كار رسانه‌اي صرف مي‌باشد.

متاسفانه موضوع «بيداري اسلامي» دچار اين آفت شد و به دست خبرخوانان و خبرسازان افتاد لذا شاهديم كه با وجود موج خبري گسترده‌اي كه در يكي دو سال گذشته داشته است، تيم‌ها و جريانات خودجوشي كه به طور ويژه بدان بپردازند، در حد توقع شكل نگرفته‌اند شايد به اين خاطر كه لايه‌هاي عميق‌تر اين بحث و تبيين نظري و علمي آن توسط نخبگان و واسطه‌ها شكل نگرفت!

اگر قرار باشد اين موضوع مهم و موضوع حياتي «وحدت» نيز كه در ذيل «تربيت جهاني جامعه انقلابي» معنا دارد نيز تبلور خاص خود را داشته باشد، بي‌شك ابتداء بايد تبديل به گفتمان شود و اين مهم نيازمند يك كار «فكري - تبليغي» است.

بايد حلقه‌هاي آموزشي، سخنراني‌هاي تبييني و تحليلي، جزوات، كتب، توليدات فرهنگي تصويري و گفتگوهاي فراواني را در اين باب شكل داد و به تدريج آن را در اذهان نخبگان و طلاب و دانشجويان جا انداخت. در شرايط حساس فعلي اين امر از واجبات است!‌ فتامل!

* پ ن: كساني كه مي‌خواهند آخرين تحولات سوريه را بهتر بشناسند اين تحليل را حتما ببينند و اگر خوششان آمد به ديگران هم معرفي كنند. خيلي ها در باب سوريه سؤال دارند و اين بحث پاسخ بسياري از سؤالات است. افشاگري‌هاي جالبي هم از عملكرد سپاه در آن هست.