شاید بیراه نباشد اگر ادعا کنیم که یکی از دلایل دین‌گریزی نسل جدید – در کنار همه مواردی که پیش‌تر نوشته‌ام- رواج نوعی از دین داری در میان نسل پدران و مادران و هم‌نسلان آنان است که می‌توان آنرا دین‌داری عوامانه نامید. کشش فطری به دین در همگان هست و بعلاوه، نگرش کلی به دین در نسل جوان ما مثبت است اما متاسفانه آن نوع دین داری، بدلیل خصایصی که دارد تاب پاسخگویی به نیازهای آنان را نداشته و بتدریج ایشان را فاصله‌دار نموده است.

در یک سو می‌بینیم که نسل جدید نه مثل نسل اول متعبد است و نه حتی مثل نسل دوم‏، پرسشگر، بلکه نسلی بعضا شکاک است که در گیر و دار خیال فربه خویش – ناشی از رسانه محوری- بین حس و عاطفه و بعضا عقل پرسشگرش در رفت و آمد است. نسلی که عمدتا دارای تحصیلات است و فهم او از مسائل بسیط نیست.

در آن سو نیز آن نوع دین‌داری، بیشتر برای بحران‌های زندگی و شفابخشی و گره‌گشایی از مشکلات کارکرد داشت و از ظاهرگرایی و مناسک‌زدگی نیز رنج می‌برد. این دین حداقلی در حقیقت متولی زندگی افراد نبود و بیشتر در نقاط بحرانی خودنمایی می‌کرد.چیزی که برای نسل فعلی کمتر می‌تواند قانع کننده باشد.

گفتمان سبک زندگی در واقع رجوع به نوعی دین‌داری حداکثری است. این گفتمان می‌خواهد تا متولی همه رفتارهای مکلف به باشد و نه تنها در حوزه مناسک که در همه ارکان حیات او نقش بازی کند. بعلاوه نه فقط برای روزهای بحرانی که برای همه روزهای تلخ و شیرین زندگی او حاوی پیام باشد. بنظر می‌رسد این گفتمان از ظرفیت جذب نسل جدید برخوردار است. البته شرایط و زمینه‌هایی لازم است که در بسط آن باید بدانها توجه نمود.

دیگری‌سازی از گفتمان رقیب یعنی گفتمان غربی و ایجاد حس مثبت نسبت به گفتمان اسلامی مهمترین کاری است که در سطح عمومی باید صورت پذیرد. نسل فعلی، تشنه پکیجی است که به او اثبات کند، می‌توان بین لذایذ دنیا و آخرت جمع کرد و نیز، گرایش پایان‌ناپذیر او را با عرضه عرفانی و عقلانی دین سیراب نماید.

× پ ن: هر چه بیشتر به میان نسل جدید می‌روم بیشتر حسرت می‌خورم که چرا کتابخوانی به یک سنت در میان ما بدل نشده است. این نسل اگر اهل خواندن بود تا این حد درگیر رسانه نمی‌شد و تبعات تلخ ناشی از آن گریبان ما را نمی‌گرفت. هنوز دیر نشده ... اما کو خلاقیت و اقدامی درخور در این باب؟! (بنظرم باید با رمانهای خوب شروع کرد و به سمت رمانهای فکری و معنوی و فلسفی رفت. للاسف تولیدات اینگونه‌مان کم است!)