همدستي تاريخي ارتجاع و اسرائيل
اين روزها، فتنه سوريه به وخيمترين روزهاي خود نزديك ميشود. از تغيير محسوس استراتژي رسانهاي عربي و غربي به خوبي ميتوان فهميد كه آنچه امروز در ميدانهاي درگيري اين كشور خصوصا قصير ميگذرد به ضرر قاتلان مردم سوريه است. قاتلاني كه گرچه ريشهاي بلندي دارند ولي حتي به شريعت پايبند نيستند و در روز آشكار به نبش قبر صحابي پيامبر«ص»، حجر بن عدي«ع» و تخريب مقام ابراهيم«ع» پرداخته و سر مسلمانان را بريده، قلب آنان را از سينه بيرون كشيده، ميخورند!
دقيقاً از چند روز پس از حمله به منطقه استراتژيك القصير كه شاهراه اصلي حمايت مسلحين مزدور در دمشق و حمص بود، اين سر و صداها بلند شد و باز، ابزار مظلومنمايي و نشان دادن تصاوير كشته شدن مردم به ميدان آمد، حال آنكه شهر از سكنه خالي شده و درگيري، ميان تكتيراندازها و مسلحين طرفين معركه است.
در يك سو اين مزدوران قرار دارند و در ديگر سو، جوانان سوري كه اينك كشورشان به يك خرابه بزرگ بدل شده و براي دفاع از نواميس خود، سلاح برداشته به ميدان آمدهاند. مقاومت اسلامي لبنان نيز اعلام كرده كه بخاطر حمايت از لبنانيهاي القصير، به صورت محدود به سوريها كمك ميكند تا از يكسال كشتار و غارت اموال مردم آن منطقه، اندكي بكاهد.
القصير اما به فرقاني عجيب بدل شده است. حتي تكفيريهاي مسلح تابع كشورهاي اروپايي و آمريكايي نيز در اين منطقه به هلاكت رسيدند و مشاوران نظامي اروپايي، حامي جبهه النصره نيز صدايشان بلند شد و به خوبي معلوم شد كه اصل معركه به كجا ميرسد.
تجهيزات نظامي اسرائيلي و ماشينهاي آنان كشف گرديد و بيش از گذشته چهره واقعي اين مسلحين كه ادعاي ضديت با اسرائيل داشتند، براي همگان معلوم شد!
در حمله چندي پيش جنگندههاي اسرائيلي به يك مركز نظامي نزديك دمشق كه اقدامي آشكار در كمك به مسلحين بود شاهد بوديم كه فرمانده ارتش آزاد، باحضور در برنامه يك شبكه اسرائيلي رسماً از آنان تشكر كرد! ولي حالا بهتر دارد معلوم ميشود كه اين كمكها فقط شامل ارتش آزاد نبوده و جبهه النصره را نيز شامل ميشده است با اين تفاوت كه نوعي نفاق در برخورد آنان وجود دارد و از يك سو، آن را در ليست گروههاي تروريستي قرار ميدهند و از سوي ديگر به آنان سلاح و تجهيزات و نيرو و مشاوره ميدهند و همه ميدانند كه آن كساني كه در ميدان به طور جدي ميجنگند اعضاي تكفيري جبهه النصره هستند و از ارتش آزاد خبري نيست!
در اين ميان، زمزمههايي از آمادهشدن اسرائيليها براي حمله به لبنان نيز شنيده ميشود. اينجا بهتر ميشود فهميد كه بستن راه كمك به حزبالله و تقويت مسلحين سوري از طرف جبهه ضدمقاومت، فشار بر حزبالله و حذف اوست و از همين رو، ورود حزبالله به معركه القصير، اين شريان حياتي كه بعنوان نماد همدستي ارتجاع و اسرائيل ميباشد را به خوبي قطع كرد و ضربهاي استراتژيك به اين مزدوران و نقشههاي آمريكايي - اسرائيلي وارد نمود.
جالب اينجاست كه اين بار صداي تكفير حزبالله و شيعه نه از حلقوم امثال العريفي كه از حلقوم عالم درباري آمريكايي، قرضاوي شنيده ميشود كه جوانان مسلمان را به يك جنگ مذهبي و كمك به اين گروههاي مزدور فرا ميخواند! حالا بهتر معلوم ميشود كه چرا حاكمان خائن قطر، به دنبال تبادل اراضي هستند و چگونه است كه قرضاوي هر جمعه در اين كشور، خطبه ميخواند!
گرچه از روزي كه او از آمريكا و اروپا خواست كه براي رضاي خدا(!) به سوريه حمله كنند، ماهيت تغييريافته او براي بسياري از برادران اهل سنت به خوبي روشن شد ولي چنين احكام تحريكآميزي ميتواند مقدمه يك درگيري تمام عيار مذهبي باشد. برادران اهل سنت بايد به هوش باشند و عالمان درباري را از عالمان حقيقي تفكيك كنند. طبعا سالها زندگي با شيعه و مشاهده عملكرد شيعه و جمهوري اسلامي ايران در اين چند دهه چيزي نيست كه با حكم يك عالم درباري قابل فراموش شدن باشد. شيعيان نيز بايد با بصيرت كامل و با طرد تندورها در اين شرايط عمل كنند.
نبايد گذاشت كه رسانههاي مزدور و آمريكاييهايي كه از روي كار آمدن مردم و اسلامگرايان در كشورهاي مختلف ضربه ديده بودند، پيروزي مردم و سقوط ديكتاتورهاي دست نشانده را با فتنهانگيزي به شكست بدل كنند و در قهقهههاي شيطانيشان نظارهگر درگيري دو برادر مسلمان باشند.
پ ن: متن عربي همين مطلب در اينجا
بنام قادر متعال!