نگاهي به ريشه هاي وضعيت فعلي پاكستان
بسمه تعالی
نگاهی به ریشه های شرایط فعلی در پاکستان
مقدمه:
در عمده آسیب شناسی ها از «ریشه های شرایط فعلی پاکستان»، مساله به گروههای تندرو و باصطلاح تکفیری احاله می شود و کمتر به ابعاد سیاسی و اجتماعی بحران توجه می گردد. در این مجال سعی شده تا علاوه بر توجه به این گروهها به ریشه های حضور و رشد آنها در فضای اجتماعی و سیاسی پاکستان نیز توجه شود و نهایتاً نیز مبتنی بر آن، چند راهکار مطرح گردد. ناگفته نماند که نگاه ما به پاکستان بعنوان کشوری مسلمان است که می تواند با عبور از شرایط کنونی به یک قدرت اسلامی و حامی خط مقاومت بدل شود و در شکل دهی تمدن اسلامی نقش آفرینی کند.
تاریخچه و ساختار اجتماعی: (نکات و نتایج)
- اختلاف افکنی میان هندو-مسلمان و مسلمان-مسلمان از بقایای شوم حضور استعمار انگلیسی در شبه قاره بود. نهایتاً در 1947 و همزمان با خروج استعمارگران از شبه قاره هند دو کشور مسلمان نشین در شرق و غرب این کشور (بنگلادش و پاکستان) ایجاد شد. طبعا انگلیسی ها موافق این امر بودند و از همین رو، از همان ابتدا، روابط حسنه ای میان غربی ها و رهبران پاکستان برقرار بود و این اثرگذاری در جنبه های مختلف خود را نشان می داد و می دهد. (تاثیر غرب از ابتدا)
- از دیگر دسیسه ها که در ذیل جدایی صورت گرفت، تعارض شدید هند و پاکستان بود تا جایی که به رقابت هسته ای و نظامی این دو انجامید. (تعارض با هند)
- همین عامل علاوه بر ایجاد مشکل مالی در پاکستان، بخاطر سرمایه گذاری بر صنایع اتمی و موشکی و نیز پمپاژ ناامنی در منطقه، جایگاه ارتشیان و نظامیان در این کشور را نیز در صدر توجه جامعه قرار داده و میزان بالای حاکمان نظامی در این کشور و نیز صرف دو سوم بودجه کشور در امور نظامی، خود نشانه این مساله است. (نقش نظامیان)
- عمر رهبر اول پاکستان (قائد اعظم) کفاف نکرد و هنوز کار تشکیل اولین کشور نوپای مسلمان به سامان نرسیده، اختلافات و درگیری ها آغاز شد و انسجام درونی ذیل یک رهبری واحد کاریزما قوام نیافت، که نمونه آن را در کودتاها و استعفاهای متعدد شاهد بوده ایم. نفر بعد یعنی لیاقت علی خان هم تحصیلکرده غرب بود و روابط خوبی با آمریکا داشت. ایجاد یک قدرت مسلمان 180 میلیون نفری چیزی نبود که غرب بخواهد براحتی اجازه آن را بدهد! (بحران هویت و انسجام ملی)
- همزمان با حضور مسلمانان اردو زبان از هند که غریبه محسوب می شدند، تاکید بر اختلافات قومی میان سندی، پنجابی، پشتون و بلوچ تقویت شد که همچنان ادامه دارد تا جایی که هویت قومی بر هویت ملی و مذهبی نیز غلبه دارد! چیزی که در کشوری مثل ایران اسلامی به حاشیه رانده شده است. (تقویت اختلافات قومی)
- از دیرباز، ایالتی بودن مدیریت کشور (بلوچستان، پنجاب، سند، خبیرپختونخوا، گلگت بلتستان، جامو و کشمیر) و اختلافات دولت مرکزی با برخی ایالتها، یکی از عوامل عدم نفوذ دولت مرکزی و نیز فساد ناشی از تبانی با آنهاست. (عدم نفوذ دولت مرکزی)
- ساختار روستانشینی در پاکستان که شامل بیش از 70 درصد جامعه است بر شکل گیری بسیاری از ساختارهای سیاسی و کشاورزی محور شدن اقتصاد این کشور موثر بوده است. تحت تاثیر همین عامل و عدم اهتمام دولت، 60 درصد مردم پاکستان بیسوادند و فقر در این کشور فراگیر می باشد. (فراگیری جهل و فقر)
- دو حزب مسلم لیگ (نواز شریف) و حزب مردم(قائد اعظم/ بوتو) گرچه مسلمان اند اما گرایشات سکولار داشته و تحت تاثیر ساختار اقتصادی مذکور با محوریت ملاکان و فئودالهای بزرگ اداره می گردد و خود یکی از عوامل فساد سیاسی و دموکراسی مهندسی شده در عین وجود پارلمان، در این کشور است.(سیاست توده ای سکولار)
- گرایش اکثریت سنی های پاکستان(بیش از 85 درصد) بریلوی می باشد که نوعی صوفی مسلکی و گرایش محبانه به اهل بیت علیهم السلام را داراست و تعایش با شیعه در آن قرنها سابقه دارد و هنوز نیز پابرجاست که البته متاسفانه آنان در عرصه سیاسی و اجتماعی متشکل نیستند. همچنین می دانیم که زبان فارسی و فرهنگ ایرانی نیز از قرنها پیش بر مردم این کشور تاثیر هویتی داشته و دارد. (فرصت بریلوی ها و فرهنگ ایرانی)
- از دیگر اقدامات دشمن، تثبیت و رشد جریانات انحرافی و سطحی شیعی در این کشور است که با کوتاهی جریانات اصیل، یکی از دلایل تشتت و نیز عدم وجود گرایشات سیاسی در بخشی از شیعیان است که البته پس از انقلاب ایران، تغییر معتنابهی کرد. (شیعیان انحرافی و سکولار)
- روحیه احساساتی مردمان شبه قاره نیز از دیگر عوامل موثر در شرایط فعلی این کشور است که متاسفانه همراهی نخبگان و سیاسیون با این شرایط و سوء استفاده از آن نیز مشهود است! (احساسات)
- البته ساختار اجتماعی مذکور باعث شده تا پایبندی به دین و دینداری در مردم این کشور قوت داشته باشد و در مقابل موج غربزدگی مقاومت کند. شاید همین عامل نیز بستر رشد جریانات سطحی و زودباور دینی در پاکستان باشد. (عوام زدگی دینی و ثبات دینداری)
- از چند دهه قبل، دیوبندیه متاثر از دارالعلوم دیوبند هند در این کشور گسترش یافت که به سلفی ها و احل حدیث نزدیک تر بودند و پایگاه تغذیه جریانات تندروی مذهبی داخل این کشور را مهیا کرد. حمایت خارجی از اینها و انسجام داخلی شان در رشد آنها موثر بود. هزینه مالی عربستان برای گستراندن وهابیت از دیگر عوامل گسترش افکار تندروی مشابه در پاکستان است. (رشد دیوبندیه و وهابیت)
شرایط پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران:
- وقوع انقلاب اسلامی در ایران دو اثر بر پاکستان داشت. روحیه گرفتن شیعیان و فعال شدن آنها در عرصه اجتماعی و سیاسی و نیز ایجاد هراس در بدنه ای از اهل سنت توسط دشمنان! همزمان تحریک نفاذ فقه جعفری شکل گرفت. (آغاز حضور سیاسی شیعه و نیز شیعه هراسی)
- این رخداد همزمان شد با حمله شوروی به افغانستان که در پی آن حضور آمریکا در پاکستان شدت گرفت و سرمنشا بسیاری مسائل گردید. آمریکا با همکاری عربستان و سرویس امنیتی پاکستان، از میان حوزه های دیوبند، طالبان را برای مقابله با شوروی شکل داد و عرب افغان ها را نیز حمایت کرده، آموزش داد که اینها بعدها القاعده را شکل داده و در مقابل خود آمریکا نیز ایستادند. (تشکیل گروههای مسلح با حمایت آمریکا و عربستان)
- با روی کار آمدن ژنرال ضیاء الحق، تشکیل رسمی گروههای تندروی مسلح علیه قدرت یابی شیعه شکل گرفت و سپاه صحابه در 1985 تشکیل شد که در 1996 لشگر جنگهوی از دل آن بیرون آمد! (اقدامات مسلح ضدشیعه)
- پس از ترور شهید عارف حسینی و با وقوع برخی اختلافات، انشقاق میان شیعیان انقلابی پاکستان فزونی یافت و عدم وجود صدای واحد از طرف شیعه، بر اثربخشی سیاسی و اجتماعی شیعیان در پاکستان اثرات بسیار سوئی گذارد و راهبرد سیاسی اجتماعی شیعه برای حل مسائل داخلی پاکستان را به حاشیه برد. (اختلافات شیعیان)
- گرچه شیعیان و اهل سنت معتدل با تشکیل مجلس متحده عمل و ... روی به وحدت آوردند اما عامل این اقدامات مسلح اولاً در خارج از کشور بود که میل به آرامش نداشت و ثانیاً تابع فقه و فتاوای این علما نبود، لذا معضل گروههای مسلح تکفیری بدلیل فساد حاکم و انحرافی بودن فکر آنان، باقی ماند. (فساد و انحراف، عامل بقاء تروریزم)
- پس از فتح افغانستان در 2002 آمریکا تصمیم به سرکوب طالبان گرفت. حال آنکه گروههای مسلح و تکفیری قدرت یافته و در بدنه کشور نیز نفوذ داشتند. از 2009 و با گسترش حملات آمریکا به طالبان با همراهی ارتش پاکستان، حملات تکفیری ها از مناطق مرزی افغانستان به کل پاکستان کشیده شد و کشتار نظامیان نیز آغاز گردید. در ده سال گذشته 5000 ارتشی کشته شده اند. ( آغاز درگیری طالبان با نظامیان)
- از این پس، گروههای مسلح تروریست، یک مساله نهادینه شده دارای نفود در دستگاه امنیتی و نظامی شدند که بدون پشتوانه خارجی نیز رشد و بقاء خود را حفظ می کردند! (تروریسم داخلی)
- تقویت حس استقلال گرایی در پشتون های پاکستان و افغانستان که طالبان عمدتا از میان آنها هستند، از عوامل تهدیدکننده حاکمیت ملی پاکستان است. (استقلال پشتون ها)
شرایط کنونی:
- بحران انرژی در پاکستان بسیار جدی است. خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند و حتی چین، شاید فرصتی برای اثرگذاری بیشتر ایران بر این کشور و تحسین روابط با هند باشد. (بحران انرژی)
- فساد گسترده در دولت و دستگاههای امنیتی عامل اساسی عدم نفوذ دولت و عزم آن برای مقابله با تروریزم داخلی مستظهر به حمایت خارجی است. (فساد و ضعف دولت)
- شرایط بحرانی و نیز اقتصادی پاکستان سالهاست که فرار مغزها از این کشور را ناشی شده و اینک صدها هزار پاکستانی نخبه در اروپا، آمریکا و کانادا زندگی می کنند. (فرار مغزها)
- پاکستان از 2000 تا 2010 فقط بخاطر ناامنی و تروریزم 70 میلیارد دلار خسارت اقتصادی کرده است. لذا وجود تروریزم در این کشور خصوصاً پس از یازده سپتامبر و حمله به افغانستان که طالبان را به خوانده بازگرداند، یکی از عوامل اقتصاد بحران زده اوست. (تروریزم عامل خسارت اقتصادی)
- بر اساس آمارها، اینک 500 میلیارد دلار از سرمایه های پاکستان در بانکهای خارجی است و فقط 2.5 میلیون نفر از مردم این کشور مالیات پرداخت می کنند. (فساد اقتصادی و فرار سرمایه ها)
- با حملات مکرر هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به پاکستان، ارتش محبوبیت خود را در میان مردم از دست داده است. (کاهش محبوبیت ارتش)
راهبردهای اصلاحی ناشی از نتایج تحلیل:
- مطالبه عمومی اصلاحات و رفع فساد در کشور: فساد موجود در دولت و ارتش عامل اصلی مسائل پاکستان در عرصه امنیتی و اقتصادی است لذا راهبرد اصلاحی در این زمینه باید اولویت اول همه گروههای پاکستانی و مطالبه عمومی مردم این کشور باشد.
- تقویت سطح سواد عمومی و گسترش مراکز علمی و آموزشی : چنانچه دیدیم ریشه بسیاری از مسائل در پاکستان، جهل و بیسوادی است لذا تهیه طرح ملی مبارزه با بیسوادی در کشور یا حداقل طرح شیعیان برای حذف بیسوادی در میان شیعیان ضروریست.
- تقویت فشار اجتماعی علیه تکفیری ها: تبیین آثار سوء تروریسم در پاکستان بر وضع زندگی و معیشت مردم این کشور و نیز تخریب چهره این کشور در منطقه و جهان و همچنین رد مبانی نظری تکفیری ها بتدریج می تواند در منع گسترش تروریزم مذهبی در بدنه اجتماعی این کشور موثر باشد و از گرایش بدان بکاهد.
- تقویت قدرت سیاسی شیعه: شیعه می تواند با وحدت عمل و نیز همراهی با هم پیمانان همسوی خود در اهل سنت، قدرت سیاسی لازم برا ی اصلاح کشور و احقاق حقوق خود را بردارد چرا که عامل بسیاری از مسائل پاکستان، فساد داخلی است که جلوی افراطی گری ها را نمی گیرد و نه مساله مذهبی که با گفتگو قابل حل باشد!
- تشکیل مؤسسات مردمی ارتقاء فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی: رشد آموزش های مهارتی و کارآفرینی و خوداتکایی در جامعه فقیر پاکستان از ضرورتهایی است که بستر اجتماعی بسیاری از آسیب های دیگر را برطرف خواهد نمود.
بنام قادر متعال!