اپيزود1: يكي از اساتيد اخلاقي،معنوي،عرفاني و... در جلسهاي عمومي، سخن از شريعتي به ميان آورد و ابتدا از لفظ مرحوم شريعتي استفاده كرد و بعد عذرخواست و گفت واقعا نميدانم براي ايشان چه لفظي بايد به كار برد و پامنبريها خنديدند و بعد هم علتش را توضيح داد كه هر كه با ايشان دم خور بود و متاثر از او، در طول انقلاب جلوي رهبري ايستاد چرا كه او اسلام منهاي روحانيت را تبليغ ميكرد و... بعد از جلسه جلو رفتم و گفتم: ببخشيد! شما حاشيه رهبري بر كتاب جناب جعفريان را ديدهايد؟! نديده بود و گفت: اگر منظورتان مصاحبه سال 60 است كه مصلحتي بود! گفتم: اتفاقا حاشيه شجاعانه اخير نشان داد آن نيز مصلحتي نبوده و... بگذريم! ختم كلام را اينگونه كرد كه در جلسهاي خصوصي! رهبري گفتهاند: شريعتي يك روشنفكر ضدروحاني بود! و خداحافظ!
اپيزود2: در نمايشگاه فرهيختگان و روشنگران! «مطبوعات» پس از مدتها،دوست عزيزي را ديدم و براي احوالپرسي جلو رفتم و نشستيم كه دوستي ديگر داشت ماجراي حماسه روز قبل را تعريف ميكرد! كه فلاني ميله را كند و زد به سر كروبي و فلاني كفشاش را درآورد و زد اما از شانس بد همان لحظه كروبي رويش را برگرداند و كفش به صورتش نخورد! و از شعارها و مرگ بر منافقها و... دوستي چه خوب گفت كه نه اخلاقا! بلكه فقهي بگويند به چه مجوزي اين كارها را كردهاند؟! راستي خبر اين حماسه چه خوب در سايتها و خبرگزاريها! و مجلات و وبلاگهاي حزباللهيها منتشر شد و چه دلها را كه شاد نكرد؟!!!
اپيزود3: كتك زدن زدنها و دختران را به ياد نداريم! پيشتر غيرتي بود در مردان اين شهر! ولي گويا بايد به آن نيز عادت كنيم! به راحتي تصاويرش و فيلمهايش را منتشر ميكنند! نميدانم! شايد براي درس عبرت! شايد هم منافق منافق است زن و مرد ندارد كه؟!! نه؟ راستي مسوولان امنيتي امر نميتوانند درباره نوع برخورد با مردم، تمهيداتي بيانديشند يا به قول عزيزي،اينها فقط باتوم را ميشناسند؟! آيا زمان آن نرسيده است كه به فكر خودمان بيفتيم.....؟!