كساني كه با مسلمانان ساير كشورها خصوصا كشورهاي غيرمسلمان مانند اروپا و آمريكا آشنا هستند با اين مفهوم و واژه آشنايد:« رسالة الدعوة » بگردي حتي سايت هايي را با همين عنوان به زبانهاي مختلف مييابي و حتي حزبي در شرق آسيا با اين عنوان! و اين يعني چه؟
«اقليت بودن مسلمانان اين كشورها» يا «حس كردن عيني حملات به اسلام» باعث شده تا مسلمان، در كنار اعمال عبادي و اجتماعي خود، اين رسالت مورد تاكيد مبلغان -خصوصا در اهل سنت- را نيز در ليست وظايفشان قرار دهند و آن «دعوت به دين اسلام» است.
با مسلماناني معمولي و نه عالم، از اروپا و آمريكا همسخن شدهام كه مشتاقانه در جهت احقاق اين رسالت تلاش ميكردهاند و چه بسا كه يكي از عوامل گسترش اسلام در اين كشورها، خود وجود اين حس در «اكثريت» يك «اقليت» مسلمان بوده باشد و البته جاي تاثير اسلامهراسي بر اين مهم پابرجاست! عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!
اگر اين رسالت با مضمون تلاش براي گسترش فكر انقلاب در ما نيز تعميق يافته و گسترش يابد، آنگاه مبلغان داخلي و خارجي اين تفكر به انگشتان يكي دو دست محدود نخواهند شد! ان شاء الله
پ ن:
* فارغ از ارزش گذاري بر مذاكره مستقيم انجام شده با آمريكا در نشست ژنو پيرامون مسائل هستهاي، همين قدر كه اين عمل، يك ساختارشكني براي ج.ا.ا محسوب ميشد، جا داشت كه از جنبش دانشجويي -اگر زنده است كه نشانه زندهبودن تحرك است- صدايي برخيزد! اما...همه عقلگرا شدهاند يا دولتزده و اسير رفاقتها و مصلحتها؟! الله اعلم! راستي حالا كه دولت راي آورده و دشمن داخلي هم قلع و قمع شده! نميتوان راحتتر انتقاد كرد؟!
* دوستي ميگفت كه فلاني و فلاني از امام صادقيها و... دارند تمام تلاششان را مي كنند تا فلان مسووليت در ارشاد را از وزير جديد بگيرند! راستي كه شوق به خدمت چه ميكند با دلها!!!
