در باب مدارا و تسامح عمده آنچه شنيدهايم به مباحث معرفتي مربوط بوده كه به اطلاق حق و تكثرناپذيري آن ميكشيده و سر از عدم امكان مدارا در مباني در ميآورده است كه سخني بيجا نيست اما بعضا اثري روانشناختي كه همانا نفي تسامح در رفتار و روش بوده را نيز به دنبال خود داشته است.
حال آنكه سيره بزرگان دين، حتي در قبال مقصرين،«مدارا» بوده است. به زعم حقير عمده مردمان و جوانان گرچه در ام القراي جهان اسلام ميزيند، قاصر اند و نه مقصر چرا كه «ابلاغ» پيام براي ايشان صورت نپذيرفته و حجب متعدد مانع فهم زيبائيهاي دين و انقلاب براي ايشان شده است. از همين رو است كه روش مواجهه با اكثر مردم، بايد وفق و مدارا و تسامح باشد.
سيره ائمه«ع» و رسول اكرم«ص» مملو از مماشات ايشان با كساني است كه نسبت به ايشان حتي ظلم و فحاشي ميكردهاند! اين مساله متضمن اين مفهوم است كه عمده رفتارها ولو به خطا ناشي از «جهل» اند لذاست كه «صبر» و «مدارا» بايد سيره اخلاقي و روش مواجهه بزرگان باشد.
آنچه در انسانهاي بزرگ هم عصر ما از جمله «امام موسي صدر» بروز جدي داشت و مايه موفقيت ايشان در جامعه متكثر لبنان بود، اكمال همين روحيه بود. اين روحيه سنگ بنا و اساس تعاملات بين المللي و بين مذهبي است و خلاف آن آفت تقريب و تجميع سلايق گوناگون!
آنچه ضرورت وجود اين سيره را در سطوح فرهنگي و سياسي، براي «نسل امروز» دوچندان مينمايد، فقدان امكان شكلدهي محيط بسته تربيتي است. رسانهها تا حدي در ساختار تربيتي ما نفوذ كردهاند كه محيطهاي تربيتي ظاهرا بسته نيز، باز شدهاند و اين يعني «روش تربيت» نيز بايد تغيير كند و از مدل امر و نهي به مدل آگاهي و انتخاب تغيير يابند كه متاسفانه براي عمده ما معمول نيستند.
از همين جاست كه تمرين گفتگو، تحمل ديدگاه متفاوت و مخالف، قضاوت نكردن سريع، عجله نداشتن براي ديدن نتيجه، عدم ظاهربيني و... بايد به فايلهاي اخلاقي و ذهني ما اضافه شوند. ان شاء الله
--------
پ ن: حضرات! هنوز روز قدس تمام نشده استارت تهييج دانشجويان را زدهاند. افسران اين عرصه را بايد كه با سعه ديد و صدري دو چندان مهياي كارزار جديد امروز شوند و از دشمن عقب نمانند!

