اگر اندكي به رفتارهاي پدربزرگ و مادربزرگهاي مان دقت كنيم اخلاق و رفتارهاي نهادينه شده اي را ميبينيم كه عمدتا بر كرامتهاي اخلاقي مورد توجه آموزههاي ديني بنا نهاده شدهاند هر چند كه خود الزاما ندانند آن رفتارها، ديني اند!
علت اينكه سنت گذشته ما – عمدتا- اخلاق و رفتارهايي مملو از مراعات حقوق ديگر انسانها و اطرافيان، توجه و توكل به خالق و پروردگار عالم، رعايت قوانين عرفي و ديني و... را شامل ميشوند را احتمالا بايد در صدها سال تلاش مبلغان ديني براي نهادينه كردن برخي آموزهها جستجو كرد كه به عبارت ديگر همان «فرهنگ سنتي» ما را تشكيل ميدهند كه البته اينك نيز در سطوح غيرفردي در برخي مناطق دست نخورده شهرستاني و روستايي قابل رويت اند.
اما اينكه اين رفتارها چگونه به رفتار اكثريت مطلق آحاد جامعه آن روز بدل ميشده را بايد در عامل مهم «جامعه پذيري» بعنوان يكي از مهمترين يا شايد مهمترين عامل رفتارساز انسان ديد. از آنجا كه هنجارها و ارزشهاي جوامع آن روز ارزشهايي صحيح و نزديك به ارزشهاي ديني بودهاند لذا رفتار فردي آحاد جامعه نيز به آنها نزديك شده و از آنها رنگ و بو گرفته اند.
البته تصور نشود كه اين ناخودآگاهي نسبي از ارزش آن ميكاهد چرا كه درباره مسائل اخلاقي به گفته بزرگان اين علم، ايجاد ملكه رفتار مناسب ولو با تمرين امري ممدوح و مطلوب است.
از اين دو تامل كوتاه ميتوان نتيجه گرفت كه امروز نيز تنها راه مشاهده گسترده رفتارهاي صحيح فردي و اجتماعي، اصلاح فضاي عمومي جامعه و تقويت هنجارهاي مناسب ميباشد در غير اين صورت بايد سعي كرد تا حداقل مجامع و محيط هاي كوچكتري را براي شكل دهي اين فضا مهيا نمود.
از همين جا نقش فضاهاي تربيتي خاص و البته عقلاني، بنحوي كه فرد را ايزوله تربيت نكنند تا با جدا شدن از اين فضا خود نيز متحول شود، بيشتر مشخص ميشود كه مدارس و مساجد و تشكلها ميتوانند موجد آنها باشند.

