* اينكه چرا اصلاح طلبان انتظار چنين آرايي را ندارند و برخي واقعا جز با تصور تقلب قانع نميشوند به چند دليل وابسته است اما به زعم حقير مهمترين آنها تحليل غلط حادثه «دوم خرداد» است! آري! از دوم خرداد تاكنون، عمده اصلاح طلبان تصورشان اين بوده كه آن روز مردم به شعارهاي اينان «آري» گفتند لذا يك پتانسيل بيشتر از 20 ميليوني را مخاطب و حامي خود ميدانند! در حاليكه دوم خرداد بيش از آنكه «آري» به شعارهاي روشنفكرانه و خواص پسند ايشان باشد، «نه» به وضع موجود و گذشته بود.
* البته روشنفكري در كشور ما هيچ گاه توان تحليل واقعي جامعه خود را نداشته است و همواره از يك توهم دور از واقع رنج برده است و نفهميده كه راي ايجابي آن شعارها و ژستها هنوز آنقدر بالا نيست! البته همين مقدارش نيز زنگ خطري براي انقلاب است چرا كه حاكي از «غرب زدگي و نارضايتي جدي» است كه اين روزها بروز آن را در تهران مريض به خوبي ميبينيم!
* تنها در صورتي – يك بار ديگر- اصلاح طلبان خواهند توانست راي بالايي را كسب كنند كه فرآيند عملكرد دولت حدي از نارضايتي و حس «نه» به وضع موجود را در بدنه مردم ايجاد نمايد.
* ظريفي چه خوب گفته بود كه احمدينژاد با وجود داشتن حمايت جدي رهبري و همچنين نفت 100 دلاري به قدري ضعيف عمل كرد كه جريانات مرده اصلاح طلب را در دور دوم رياست جمهوري كه معمولا رقابت جدي وجود ندارد، نيز به طمع انداخت!
* حمايت گسترده بين المللي از حركتهاي اخير، خود نشانگر درك دقيق شرايط حساس اصلاح طلبان توسط خارجيها نيز هست. ادبيات و مواضع آنان به خوبي، درك فرصت موجود براي تقويت نارضايتي را نشان ميدهد. متاسفانه نتيجه حاصل از اين روزها، در صورت اتمام اعتراضات نيز،«افزايش بي اعتمادي و نارضايتي» است!
* بر اين باور بودهام كه حمله نرم دموكراتهاي آمريكايي خطرناكتر و مرموزانهتر از حمله سخت جمهوريخواهان است! اگر ادبيات و مواضع اوباما در هفتههاي اخير درباره ايران و جهان اسلام را پيگيري كرده باشيد ميبينيد كه همگي از يك شناخت دقيق از وضع موجود جوامع اين منطقه ناشي شده اند و بسيار زيركانه بيان ميشوند. بر همين اساس بعيد نميدانم كه در دولت دهم، اولين مذاكرات مستقيم با او نيز برگزار گردد!
