* در آن سو، موسوي، داغ كرده و به نتايج آراء اعتراض ميكند كه هر چند حق اوست ولي راه درستي نيست و در اين ميان، رسانههاي خبري خارجي نيز به تشكيك سلامت انتخابات دامن ميزنند.
* داخل پرانتز بگويم دوستان اصلاح طلب به دلايل مختلف كه بعدا خواهم نوشت تصور غلطي از ميزان رايشان دارند و گرچه احتمال راي بالاتري داشته باشند اما نتيجه تغييري نميكند.
* در اين سو، رسانه ملي اغتشاشگران را طرفداران موسوي معرفي ميكند!! كه نمي دانم كامپيوترهاي مترو را ميخواهند چه كنند؟!! و اگر دنبال اين كارها بودند تجمع چندميليونيشان بدون درگيري نميگذشت.
* رهبر انقلاب تصريح ميكنند كه جنس موسوي با اغتشاشگران فرق دارد و با اين حال آقاي روانبخش و دوستان موسسه اي اش در قم تجمع قانوني طلاب ساده دل! را برگزار ميكنند و شعار «مرگ بر منافق» سر ميدهند!
* وزارت كشور و شوراي نگهبان هم تازه پذيرفته اند كه بايد جواب اعتراضات را داد!
* لباس شخصي ها در مقابل چشمان نيروي انتظامي نردههاي دانشگاه تهران را شكسته و به دانشجويان معترض در حال شعار دادن، حمله كرده و با چوب و سنگ ادبشان ميكنند!
* اغتشاشگراني كه قطعا دانشجو نيستند دانشگاه اصفهان را به آتش ميكشند و از نيروي انتظامي خبري نيست ولي بعد از آن، اين نيرو وارد خوابگاه شده و دانشجويان را از يك كنار به كتك ميگيرد!
* نيروي انتظامي در اقدامي عجيب به همه عابرين برخي خيابانها حمله مي كند و از زدن شديد دختران و زنان هم ابا نميكند! يادش بخير اولين بار كه زدن يك دختر توسط اين نيرو را در مقابل سفارت انگلستان ديديم چه سر و صدايي كرديم و نميدانستيم كه زدن داريم تا زدن!!!
* هر كدام از اين به ناحق باتوم خورده هاي امروز، يعني دهها ضدانقلاب فردا!
* امنيت ملي اقتضاء مي كند پيامكها قطع و سايتهاي مختلف غيرخودي! و وبلاگها فيلتر شوند و در اين ميان شايعات غوغا مي كند.
* فاطمه رجبي دستور دستگير كردن موسوي و خاتمي را صادر كرده است.
* احمدي نژاد همچنان شاخ و شانه ميكشد و حرفهايش را تكرار ميكند و مخالفانش را خس و خار ميخواند و همه مصاديق تاريخ اسلام در امروز را پيدا كرده و جرات مصداق يابي خود و دوستانش را نمي كند هر چند از حرفهايش ميتوان فهميد! او در مشهد گفته بود كه اينان ميترسند اگر مردم دوباره به خادمشان اعتماد كنند انقلاب به طور كامل نجات پيدا كند!
* رسانه ملي كه صحنه اي كوچك از ورزشگاهها –با وجود پخش مستقيم- از دستش در نميرود! شعارهاي مردم عليه موسوي، خاتمي و هاشمي را پخش ميكند و آنرا با يك عذرخواهي آقاي حياتي در خبر ساعت 9 به پايان ميبرد!
* فردا پس فردا كه فضا آرام شد شريعتمداري كه تا امروز چندين انقلاب رنگين را شناسايي كرده، در كيهان تيتر خواهد كرد: «افشاي مديريت انقلاب رنگين توسط يكي از نامزدها!»
* بر اين باورم كه تنها كساني حق دارند به موسوي اعتراض كنند كه به سان رهبري، پيروزي را در اصل حضور حداكثري مردم بدانند و شك نداشته باشند كه اگر نام موسوي نيز از صندوقها در ميآمد، آقا همين پيامي را كه دادند، ميدادند.
* با جرياني كه براي هر كارش وجه مقدسي ميتراشد و براي هدفش هر وسيلهاي را توجيه ميكند چه بايد و ميتوان كرد؟ راستي از اينان چه كاري بر نميآيد؟!
* نگرانم از اين جرياناتي كه دارد رخ ميدهد. از آدمهايي كه اينگونه دروغ گوييهايشان را توجيه ميكنند و فردا اگر آقا به سان دوره قبل اعاده حيثيتي آنچناني از آقاي هاشمي بكند، حتما!!! در خلوتهايشان حرفهاي ديگري را خواهند زد كه نشانهاي از حماقت نفاق آميزشان است! البته يادم نبود كه همه سخنان رهبري تاويلي دارد و از روي مصلحت است و براي حفظ نظام!
* اين روزها بهتر ميفهمم كه چگونه بسياري از كساني كه روزي اينطرف بوده اند، فقط به خاطر داشتن سلايق مختلف، با رفتار اينطرفي ها به آنطرفي بدل شده اند! بيشتر از اينها حرف بزنيم ما را هم ...!
* راستي كه تخصص ما ضدانقلاب پروري است! چه موسوي و چه طرفدارانش امروز بايد ضدانقلاب شوند!!! والعاقبه للمتقين

