* پس از آن مناظره عجیب، همین مردمانی که رو در روی هم در کوچه و خیابان، گفتگو می کردند، به توهین و تمسخر یکدیگر و بعضا درگیری روی آوردند و این یعنی انتخابات مایه دوری و چنددستگی و نه نزدیکی و وحدت شد!
* آن کسانی که وقتی پالیزدار باصطلاح افشاگری کرد، آن را روشی نادرست دانستند و مایه بی اعتمادی مردم، امروز هم نقایص کار احمدی نژاد را دیدند.
* خارهایی در چشم انقلاب بوده و هست و خواهد بود که رهبران انقلاب، در دوره های مختلف سعی کرده اند آنها را به نحوی که کمترین خونریزی را داشته باشد، آرام آرام بیرون بکشند و از آنجا که «حفظ وحدت عمومی و مصلحت عامه» را اصل می دانستند، از روشهایی که این معنا را مخدوش سازد، دوری جستند.
* اگر عدم کارایی قوه قضائیه جواز اینگونه اعمال را می دهد پس، از عدم کارایی بسیاری از ارگانها می توان اعمال ساختارشکن بسیاری دیگر را استنتاج کرد که خلاف مصلحت نظام و نظر رهبری است.
* راستی چرا رهبری در ایام غزه به دانشجویان پیام دادند که با رفتن به داخل سفارت خانه ها مخالف اند و چرا امام با تسخیر سفارت آمریکا مخالفت نکرد؟ و دهها سوال از این دست که اگر تحلیل شان می کردیم، امروز با توجیه عدالتخواهی و انقلابی گری، همه چیز را توجیه نمی کردیم!
* جالب تر اینکه هر کس نیز با این کار مخالفت کند را پیرو جریان هاشمی و مدافع اشرافیگری یا خودباخته و دچار لغزش نام می نهیم!
* جالبتر اینکه عده ای که از چند ماه پیش رای شان معلوم بوده، امروز علمداران بصیرت شده اند و به دنبال فراریان از کربلا و همه مصلحت اندیشان تاریخ در امروز آن می گردند! راستی یادمان هست که عده ای از همین انقلابی ها به امام حسن علیه السلام که با معاویه صلح کرده بود گفتند: «یا مذل المومنین!!!»
* از اینها گذشته سطح اخلاقی نازل کاندیداها در این مناظره ها و بعدا در طرفداران شان جای شگفتی و تامل بسیار دارد! قابل توجه علما و حوزه ها!
* فکر می کنم محسن رضایی، علاوه بر داشتن محسنات و البته ضعفهایی، از این حیث که کمتر وارد چنین فضایی شد، شایسته تقدیر است.

