* با يكي از دوستان بسيار خوب احمدي نژادي، بحث انتخاباتي بود. ميرحسين را گذاشته بود كنار ديوار و با دشمن انقلاب يكياش كرده بود. گفتمش: اگر نخواهيم به كسي راي بدهيم و بدانيم رايش بالاست، بايد به دشمن و خطر تبديلش كنيم تا به ملت انگيزه كار ستادي بدهيم؟
* هم او اعتراض ميكرد كه چرا نقاط قوت ميرحسين و ضعف احمدينژاد را نيز ميگويي؟ اينطوري دل بچهها خالي ميشود!گفتم: يعني راي بدون آگاهي هم ارزش دارد؟! گفت: الان وسط جنگ! است، آگاهي بخشي باشد براي بعد! وقت زياد است! و هم او در ميان بحث ها ميگفت كه ملاك افراد نيستند،حق ملاك است و...
* يادم آمد از آن سخن تاريخي مولا كه در ميانه جنگي واقعي، يعني جنگ جمل، آن هم در پاسخ به پيرمردي داده شده بود:«ان الحق والباطل لايعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله، اعرف الباطل تعرف اهله» حق را بشناس، افرادش را ميشناسي!
* اين يعني كلام حضرت مولا را حفظيم و روش و سيره و روح كلام را نگرفتهايم!
* خيابانهاي اصلي شهرها، ستادهاي انتخاباتي، دكه هاي مطبوعاتي و... يكي دو هفته اي است كه مملو از بحثهاي سياسي مردم اند. فارغ از محتواي اين بحثها، آدم اين فضا را كه ميبيند، خوشحال ميشود. براستي جامعه اي كه افرادش گوسفند و مطيع نيستند و «خود» مي انديشند، اين است. انتخابات فرصتي استثنايي براي بالا آمدن سطح فكريمردم، تمرين گفتگوهاي سالم، تحمل مخالف، نقد و... است و بايد آنرا غنيمت شمرد.
* پس از مناظره احمدينژاد و ميرحسين به اين باور قطعي رسيدم كه احمدينژاديها نسخه مقابل اصل اند! براي سطح نازل اخلاق در اين سطح، بايد تاسف خورد. نقدهاي ميرحسين هم بسيار سخيف و واداده بود! بيچاره امام كه امروز كسي از انديشه وحدت و آزادي و اولويتهايش سخن نميگويد و همه فقط عدالت او را خوانده اند و مستمك بازيهاي سياسي شان كرده اند!
* معصوم چه نيكو فرموده است: «ان الاحمق يصيب بحمقه افضل من فجور الفاجر»
* همچنين ببينيد: بازي برد باخت يا باخت باخت؟! / بيانيه مجمع مطالبه مردمي

