*شبكه هاي خارجي از جمله بيبيسي فارسي، كمر همت به تبليغ كروبي بستهاند و ميرحسين را سانسور كرده اند و از احمدي نژاد انتقاد ميكنند. فتامل!
* خيلي ها از جمله خودم به خاطر برخي مواضع اخير ميرحسين و تيمش خصوصا در مساله سياست خارجي، درباره وي به ترديد افتادهاند(البته فقط ترديد!) و برخي به سوي رضايي و احمدي نژاد گرايش يافته اند. در صورت انتخاب احمدينژاد بايد به نكات زير دقت داشت!
* يكي از ذينفوذان احمدينژادي پس از انتخابات دور قبل مي گفت ما برنامهمان وارد كردن نيروهاي خودمان در دور اول و جايگزيني آنها در دور دوم تا سطوح عالي است! و اين يعني مشاوران جوان و كوتولههاي ديگر در دولت دهم مديركل خواهند شد! كه بعضا البته شدند!
* متاسفانه روند كاري نيز به سمت عدم بهبود اوضاع است و مي دانيم كه از «نيروي انساني ضعيف» نتيجه قوي، حاصل نميشود و اين خود زنگ خطري ديگر است. نقطه ضعفهاي متعدد وي را بايد به پاي همين حلقه تنگ مشاوران و مديران ضعيفي نوشت كه بيشترين سابقه قبليشان دانشجو بودن است!
* يكي از همين دوستان، كه به مدد كار در ستاد انتخاباتي دكتر، به پستي رسيده بود مي گفت بيائيد چند تا تعاوني ثبت كنيد و بودجه ها را بگيريد كه اگر دولت از كفمان رفت زنده بمانيم! گفتمش: من نگران لقمه هاي حرامم!
* يكي از نگرانيهاي راي به احمدينژاد آن است كه وي به دليل روحيه شبه استبدادي خود تغييرات چنداني در رويه انتصابات و مديريت نخواهد داد كه براي«مسائل داخل كشور» ميتواند بحران آفرين باشد.
* اين در حالي است كه مي دانيم «آلترناتيو» او در صورت كاهش اقبال عامه بخاطر مسائل اقتصادي، جريان تندرويي خواهد بود كه چهار سال آينده و پس از كسب قدرت، جريان انقلابي را به آرشيو خواهد فرستاد!
* حمايت از احمدينژاد بايد با توجه به اين «واقع بينيهاي تلخ» صورت پذيرد تا هم «تهديدهاي دولت دهم» در صورت روي كار آمدن او را بهتر بشناسيم و هم «جهت گيري مواضع ما» مشخص تر شود.
* در كنار اينها، بسياري از احمدينژاديها، در صورت انتخاب شدن، بخاطر نداشتن فرصتي ديگر، به هر كاري دست خواهند زد و بعيد نيست كه شاهد اقدامات غلط بيشتري باشيم!
* بايد بدانيم كه راي فعلي به وي يك راي «حداقلي» و از سرضرورت و بخاطر نداشتن گزينه مطلوب است لذا به هيچ وجه نبايد فردي با اين سطح از مسائل متعدد را، بعنوان «نماينده تفكر امام» و «اسوه عدالتخواهي» معرفي كرد تا «گفتمان انقلابي» در صورت عدم موفقيت رضايت بخش دولت دهم، با او به آرشيو نرود و خط و مرزهايش، همچنان، شفاف و قابل تشخيص باقي بماند.
* شايد تشكيل جماعتي از نخبگان مستقل حزباللهي بعنوان رابط با وي و ارائه مشاورههاي گوناگون به او بتواند اين خلا را پر نموده و بخشي از مسائل را مرتفع نمايد كه اين امر وابسته به «خواست جمعي اين نخبگان» و «پذيرش وي» ميباشد. بررسي تحقق اين مساله مهم است چرا كه تجربه نشان داده كه پيش گرفتن روشهاي انتقادي و مطالبات، براي وي، كم فايده است و نمي توان به آنها دل خوش داشت!

