* يكبار گفتند راي آقا، ناطق نوري است و بار ديگر هم از آن، قاليباف استشمام شد و اينك نزديكان و ارادتمندان، همگي!، احمدينژاد را ميفهمند و همگي هم خلاف تاكيدات مكرر رهبري مبني بر مخفي ماندن راي شان و ارائه صرف شاخص به مردم است. اصل اين بازيها، اساسا، نشان دهنده اين است كه شان آگاهي بخشي براي مردم قائل نيستيم و اراده مستقل عمومي را محترم نميشماريم كه مي خواهيم با اين ابزارها به سراغ حريف برويم و دهانها را ببنديم و حتي جاي بررسي را هم باقي نگذاريم لذا در قبال آنان كه راي ما نيستند چنان برخورد منصفانهاي! ميكنيم كه نشستهايم تا اشكالي بتراشيم و مساله اي پيدا كنيم و درباره منتخب خودمان برعكس! كمي به فارس بنگريد!
* چرا همه سياسي شده اند؟ بحث ها ميخواست به اين طرف برود كه راهكارهاي حل مسائل مهم كشور و تئوري هاي اداره اقتصاد و... به ميان بيايند و پرسش شوند ولي الان تنها چيزي كه ميشنويم زد و خوردهاي طرفداران رقبا و دعواهاي سياسي و حمايت اين از آن و فلان گروه از اوست! چرا؟ يعني همه را ترس نابود شدن انقلاب فرا گرفته است؟ تا ديروز شكل و محتواي انتخابات مهم بود و حالا نتيجه؟
* راستي مگر نه آن است كه ما بايد براي رايمان استدلال داشته باشيم و بي غرض همه طرف را ببينيم، پس چگونه دوستاني با انگ راي نياوردن يا جدي نبودن و از اين حرفها، «محسن رضايي» را كه به نظر ميرسد طرحهايي را هم در چنته دارد، براحتي حذف كرده و ديگر اين بررسي هاي ريز و موردي را درباره وي نميكنند؟ كاش چند دليل قانع كننده جز اين تحليلهاي سياسي و تهمتها كه امثال زاكاني طرح ميكنند هم وجود داشت!
* جالب است كه حالا همه سياسيون و بزرگان جناح راست هم مفسر راي ولي فقيه شدهاند و گويي وليشناسان نرفته اند از اين ولايت! چرا كه دوباره شاهد بزرگنمايي فيلم انتخابات و درآمدن كانديداي مدنظر ايشان، از نحوه نوشتنشان هستيم!
* دريغ از ذرهاي طرح شاخص و مبنا! برخي سياسيون چنان اعلام حمايت خود از فلان كانديدا را اعلام ميكنند كه گويي اعلام رايشان حجتآور و آگاهي آفرين است و بل لازم الاتباع!
* در ميانه اين فشارهاي رواني، حفظ انصاف و اخلاق سياسي، بسي سخت است و بنظرم از راي دادن به چه كسي مهمتر و البته تنها راه رسيدن به اصلح.
* به زودي سوالاتم از كانديداها و خصوصا ميرحسين كه دأب ادامه راه امام را دارد، مبتني بر نظرات بنيانگذار ج.ا.ا مينويسم و با مبناي قبول عندالخصم، به مقايسه واقعي دست ميزنم.
