* مدتهاست اين سوال در ذهنم جولان ميدهد كه چرا ما بيشتر به دنبال يافتن نقاط ضعف و دفع دوستان نزديك و دوريم و طرفداران ديگر تفكرات به جذب حداكثري و حل كردن ديگران در خودشان مشغولند؟ به اين دو نمونه رسانهاي توجهكنيد:
وهابي سازي اهل سنت به دست مدافعان تشيع!
* المستقله شبكه اي است كه سالها قبل، خبر مناظره بلوشي و كوراني در آن بالا گرفت و سر و صداهايي برانگيخت كه از آن پس، آنرا پيگيري نكردم تا اينكه چند روز پيش ديدم كه سيد علي امين از علماي لبنان مهمان تلفني اش بود و زيركانه، شبهات پيرامون عقايد شيعه را از ايشان ميپرسيد و بعضا پاسخ درستي هم نميگرفت!
* شبكه سلام، وابسته به طيف انجمن حجتيه مستقر در اصفهان، مشهد و قم، دارد ميان بدنه مذهبي نفوذ ميكند و به مساله اختلافات و دعواي شيعه و سني دامن ميزند.
* فردي به نام آقاي حسيني قزويني، از جلسات انجمنيها در بالاي شهر تهران تا جلسات دانشگاه امام صادق را بنام مبارزه با وهابيت، با سبكي جذاب و بهمراه پخش فيلم، پوشش ميدهد. او را قبل از آنكه چنين معروف بشود و پايش به دانشگاه "كردستان" هم باز بشود مي شناختم! زماني كه به حج ميرفت و كارش مناظره با وهابي ها بود!
* حال، سوال اينجاست كه چه كسي حق نقد وهابيها را دارد و چه موضعي به موضع امام و رهبري نزديك است؟ آيا رواست كساني كه اين نزديكي فكري را ندارند، چنين ضريب بگيرند؟ آيا نميدانيم كه جايگزين نقد وهابيت، در اين انديشه، تقريب است؟
* پيشتر، بارها و بارها نوشته ام كه مواجهه با وهابيت از ظرافت خاصي برخوردار است كه مخالفين تقريب، در اين مواجهه، خواسته! يا ناخواسته، با نقد مواضع مشترك و نه اختلافي! به افتادن اهل سنت در دام وهابي ها كمك خواهند كرد!
* در ميان اين بلبشو، القدس و الاقصي هم با برنامه ها و كليپ هاي شان، مظلوميت فلسطينيان را فرياد مي كنند و اين شبكهها هم كاري به كارشان ندارند و به رسالت خودشان ادامه ميدهند!
انحلال مفاهيم گفتمان انقلابي در چهارچوب غربي!
* بي بي سي فارسي، با همان استراتژي هميشگي،سه كشور فارسي زبان ايران، افغانستان و تاجيكستان را هدف گرفته است. استراتژي راديو بيبيسي كه سالهاست مخاطبان خود در كشورمان را از دست نداده، بر خلاف راديوهاي ايراني ديگر كه فقط فحش ميدهند و انتقاد ميكنند، نمايش موضعي بيطرف نمايانه است! به نحوي كه ممكن است ساعتها پاي آن بنشيني و هرگز متوجه موضعي عليه نظام از سوي آن نشوي! همين است كه قديميها ميگويند: بيبيسي حقيقت را ميگويد! اين است سبك انگلوساكسون ها در مديريت افكار عمومي!
* شايد همين تفاوت اساسي باعث شود كه بيبيسي فارسي با وجود نوپايي بتواند شبكههاي فارسي زبان ديگر را كه سالهاست فعاليت ضدانقلابي دارند را كنار بزند و مخاطب و اثربخشي خود را در عرصه ماهواره بازتوليد كند.
* به نظرم اين روش، روشي بود كه قوچاني در مواجهه با گفتمان انقلاب در شرق و شهروند هم پيش گرفت. ويژهنامه هاي ادبيات جنگ و امام و انقلاب شرق و شهروند، نشان از آن داشت كه اينها ديگر نميخواهند فقط در محدوده مفاهيم و الفظ خاص گفتمان خودشان حرف بزنند و اين بار، به همه موضوعات با منظر خودشان خواهند پرداخت و اينچنين بود كه جلايي پور برايشان از جنگ و جامعه باز نوشته بود و حجاريان از انديشه امام سخن ميگفت!
* يادم هست در دوره اول خاتمي، جماعتي مذهبي، به نقد و نفي آزادي و دموكراسي روي آورده بودند كه رهبر انقلاب، با زيركي، وارد ميدان شده و به بازتعريف اين مفاهيم پرداختند و قرائت درست از آزادي و مردم سالاري را ارائه كردند و در مقابل مواضع سياه و سفيد رايج ايستادند.
* خدا رحمت كند شهيد مطهري را كه ميگفت ما بايد دفع حداقلي و جذب حداكثري داشته باشيم!

