تبليغاتX
آرمان خواهی
آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه

* هر چند در ابتداي چنين مطلبي جانماز آب كشيدن و چند حديث و آيه آوردن به القاء سخن كمك شاياني مي‌كند اما بگذار خود را به وادي خودآگاهي بزنيم! و نقش طمانينه را بازي كنيم!

* خيلي وقت پيش مي خواستم بنويسم كه راستش چپ بودن ميرحسين مرا ياد ادبيات چپها مي اندازد كه به خاطر افراطي گري برخي‌شان ديگر تحمل شباهت با آن را هم نداريم! اما آيا به صرف اصلاح طلب بودن دليل حذف است و آيا حمايت چپي‌ها دليل بر رد مي‌شود و آيا در باب حمايت راستي ها از احمدي‌نژاد هم صدور چنين حكمي رواست؟

* فكر مي‌كنم خيلي از ما فراموش كرده‌ايم كه بخش اعظمي از همين دوستان اصولگراي فعلي را ديروز «راستي» مي خوانديم و داراي فاصله جدي از خط انقلاب مي‌دانستيم و مي‌گفتيم: اينان در بلندمدت انقلاب را به باد مي‌دهند و برخي چپ‌ها در كوتاه مدت! در نتيجه يكي هستند و دو سر يك قيچي اند!

* بگذاريم چيزي بنام «چپ انقلابي» هم معنادار باشد ولو اينكه ما از سلايق و ادبيات و برخي اولويتهاي‌شان خوشمان نيايد. آيا شايسته نيست كه انقلاب را از منظري پدرانه ببينيم و نگذاريم كه جماعتي چند ميليوني از نسلهاي جديد و قديم، به محض شنيدن شعارهايي كه بوي مخالفت و اعتراض مي‌دهد، در دام عده‌اي سودجو و تندرو بيفتند؟! چرا سرمايه اجتماعي ما بايد چنين پتانسيل‌هاي اپوزوسيوني داشته باشد و كسي هم دلش نسوزد؟ آيا سيره حضرت امام و رهبري، چنين رويكرد حذفي بوده است يا ما جلوتر از رهبران انقلابيم!؟

* اين حرف‌ها بدين معني نيست كه او بهتر است يا بدتر، بلكه بدين معناست كه بيائيم سعي كنيم افراد با سليقه متفاوت را حداقل «بشنويم»! آيا شنيدن منصفانه و ديدن بدون عينك هم سخت است؟ آيا كسي را كه تا قبل انتخابات انقلابي مي دانستيم، به خاطر چند انتقاد كند و تند از دولت، منافق و خطر خواندن رواست؟

* راستي شاخصهاي بررسي و ضريب هر كدام چيست؟ آيا نقاط ضعف رقيب در اين سوي ميدان نيز قابل مشاهده نيست؟ آيا تعميم يك اختلاف سليقه تا حد اختلاف مبنا امري اخلاقي است؟

* بر اين باورم تا زماني كه برخي از اعضاي موسسه آقاي مصباح در قم و همسر آقاي الهام با ادبياتي زشت و رفتاري ظالمانه، در حال انگ زني در ميان بدنه مذهبي اند و حزب الله نيز آنان و قضاوتهايشان را طرد نمي‌كند، راه انصاف در فضاي سياسي ما باز نخواهد شد!

* نميدانم اگر رهبري، در سخنان مهم نوروزي طعنه‌اي به برخي حاميان دولت نمي‌زدند كه مصداق راي رهبري را تفسير به راي نكنيد اينك وضعمان چگونه بود؟! آيا مدلول التزامي آن سخن رهبري اين نيست كه آن حمايت‌ها را مبناي رد يكي و اثبات ديگري نكنيد؟!

* بر اين باورم كه در اين دوره، خيلي هاي ما دين مان را به پاي انتخابات خواهيم فروخت ... اگر مواظب نباشيم!

* حاشيه: درباره اين سخنان اين عالم با بصيرت متخلق چه خواهيم نوشت؟ شيشه خانه او را بشكنيم! يا خداي نكرده...! فالعاقبه للمتقين! اين اعتراض كرباسچي به اسراف هم خواندني است!

ارسال در تاريخ 88/02/08 توسط alkomx
قالب وبلاگ