تبليغاتX
آرمان خواهی
آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه

ساختار اجتماعي جامعه شيعي ايران و حتي برادران اهل سنت، از ديرباز، تشكلهاي غيردولتي فعالي را تحت عنوان هيئت هاي مذهبي در خود داشته اند كه بطور مستقيم و غيرمستقيم فضاي فرهنگ عمومي و خانواده ها را تحت تاثير قرار مي داده گرچه كاركرد نيروسازي در آنها كمتر مورد توجه بوده است. در روند شكل گيري مبارزات منجر به پيروزي انقلاب اسلامي، تشكلهايي كه بطور آگاهانه به امر تربيت نيرو همت گماردند نيز با اهداف مقطعي شكل گرفتند هر چند پايداري نداشته و پس از تشكيل حكومت ادامه نيافتند.

اينك نيز شايد به دليل باقي ماندن رسوبات و آثار تاريخي نگرشي كه امكان نگاه حكومتي را نداشته و در اثربخشي اجتماعي، سطح فردي و حداكثر گروهي را مورد توجه قرار داده، همچنان براي دستيابي به آن كاركردها، دست به دامان تشكلها مي شويم حال آنكه در سطحي بسيار گسترده تر، همه امورات نظام اسلامي در اختيار قرار گرفته است. بديهي است كه امروز نيز مي توان براي تشكلها كاركردهايي را متصور بود اما مساله اين است كه انتظارات متصور از خروجي مديريت ارگانهاي كشور، اساسا قابل قياس با آثار محدود تشكلها در شكوفاسازي سرمايه هاي انساني موجود نيست. چنانچه مي دانيم امروز تشكلهاي شهري، دانش آموزي و دانشجويي بسياري، مخاطبان اصلي ارگانهاي نيروساز نظام را تحت پوشش قرار مي دهند اما اين پوشش، بسيار اندك و حداقلي است و اساسا با حجم نيازهاي كشور تناسب ندارد.

شناسايي استعدادها، برنامه ريزي براي پرورش آنها و بكارگيري مناسب شان در كشور، در كنار ايجاد رفتارهاي متناسب با هنجارهاي جامعه مانند قانون پذيري، احترام متقابل، سخت كوشي و...، از جمله اموري اند كه در كشورهاي غربي، از طريق سيستم هاي تربيتي و آموزشي نهادينه شده در ارگانهاي مختلف آنان –بويژه آموزش و پرورش - در آحاد جامعه دروني مي شوند و جامعه سازي در بستر جامعه پذيري كنترل شده و نظام مند، رخ مي دهد حال آنكه حتي همين سطح نيز در كشور ما موفق عمل نمي كند و علاوه بر اينها تربيت و رشد ديني افراد نيز بايد در خلال اين سيستم ها – تا حدود زيادي- جاري شود و موجبات تربيت افراد توانمند مومن مناسب براي نقش آفريني در حكومت اسلامي را فراهم نمايد.

تاكنون، شكوفايي سرمايه هاي انساني و اجتماعي ما، عمدتا در خلال تلاشهاي فردي و يا جمعهاي محدود موجود صورت پذيرفته و از همين رو خلا عناصر مطلوب، محسوس است، اين در حالي است كه رجوع به فلسفه سياسي اسلام در انديشه بنيانگذار انقلاب ايران نيز ما را به اين مساله مهم رهنمون مي سازد كه اساسا تشكيل حكومت اسلامي، براي تربيت انسان و شكوفاسازي استعدادهاي انساني در جهت غايات الهي است كه بدون وجود حكومت، صرفا در سطحي اندك قابل مشاهده است.

از اينها گذشته، در زمان برپايي حكومت اسلامي مي توان كاركردهايي جديد را نيز براي تشكلهاي غيردولتي در نظر گرفت. مثلا نظارت بر حاكمان و مطالبه آرمانها، از لوازم ضروري و عوامل معده سلامت در حكومت اسلامي است كه اين تشكلها مي توانند به خوبي آن را تامين نمايند و از همين طريق با كمك به افزايش كارايي دولت ها، ميزان اثربخشي هرگونه فعاليت دولتي را نيز افزايش دهند و علاوه بر اين به پر كردن شكاف تاريخي دولت- ملت در كشورمان نيز كمك نمايند.

بر اساس آنچه گفته شد، گرچه در كشور ما سيستم هاي نهادينه شده مذكور وجود ندارند و تشكلهاي غيردولتي همچنان در كاركردهاي حداكثري سابق شان تصور مي شوند اما بديهي است كه در صورت شكل گيري اين روندها بايد به دنبال كاركردهاي جديد و تخصصي آنان بعنوان مقوم جايگاه مردم در قبال حاكمان بود.

ارسال در تاريخ 87/11/04 توسط alkomx
قالب وبلاگ