تبليغاتX
آرمان خواهی - زندگی سرکاری ما!

روزمرگی مذهبی ها، گرچه موجه الوجهه است اما از نظر نسبتش با حالت یقظه معنوی و تقرب دائمی تفاوت زیادی با روزمرگی غیرمذهبی ها ندارد! همان قدر که خدای حقیقی و نه لفظی! در سایر زندگی ها هست در زندگی ما نیز هست!

در میان سه بخش دین یعنی اعتقادات، اخلاقیات و احکام، اولی و دومی از حضوری سطحی و کمرنگ برخوردارند و این خود به خاطر ضعف توجه به آنها در میان مبلغان دینی جامعه است که در این میان زندگی دینی را به زندگی ای مناسکی و بدون رشد تقلیل داده است.

از همین روست که زندگی ما، گرچه خالی از ادعیه و مناسک مذهبی و زیارات نیست ولی از حرکت درونی و رشد روزافزون معنوی خالی است. بی شک رابطه میزان وقتی که ما در طول روز برای رشد معرفتی،اخلاقی و معنوی مان می گذاریم با میزان سرکاری و الکی بودن زندگی مذهبی مان، مستقیم است.

با شاخص آن حدیث که یک سوم یا در حدیثی دیگر یک چهارم ساعات شبانه روز را برای عبادت درنظرگرفته ما چه وضعی داریم؟! قطعا آنکه عبادت را قسیم کار و تفریح قرار داده بهتر می فهمد که کار و تفریح نیز برای مومن عبادت است اما شاید این نکته از آن استنباط گردد که حدود ثلث وقت روزانه باید به این مهم اختصاص یابد.

راستی کسی که برای رشد معرفتی، اخلاقی، معنوی خود دغدغه دارد آیا می تواند آن را با زمان مربوط به اوقات نماز رفع نماید؟ آیا ایجاد و زنده نگاه داشتن باور توکل و اعتماد به حقتعالی خصوصا آنگاه که شدائد و فشارها روی آورده اند بدون این بازه ها شدنی است؟! چه بسیارند بدبختانی چون ما که چون موضوع فعالیت شان انقلاب و اسلام است، توهم رشد معنوی نیز در ایشان ایجاد شده و .... امان از این حجاب ها!

مساله این است که بواقع، خداوند رئوف آبروی ما را نبرده و ما را بیچاره نساخته تا متوجه حقارت خود شویم و لذاست که دردمان را نمی فهمیم و حتی حس نمی کنیم بزرگترین عذاب ما حقیران آن است که لذت مناجات و درک حضور را از دست داده ایم و در یک روزمرگی موجه! گیر افتاده ایم و بعبارتی دچار "جهل مرکب" ایم که به قول امام با آب هفت آسمان نیز شسته نخواهد شد!
+ نوشته شده در 87/05/02ساعت 14:27 توسط alkomx |