تبليغاتX
آرمان خواهی - فلسطین، محور وحدت مبارزان

حزب الله و امل لبنان، ناصریست های مصر، إخوانی های مصر و اردن و سوریه، جماعت اسلامی مصر و پاکستان، گروههای شیعی پاکستان و یمن و بحرین، حزب الله ترکیه، مجمع مسلمانان انگلستان، اسلامگراهای اروپا و آمریکا، گروه الدعوه مالزی، موروهای فیلیپین،گروههای اسلامی مصر و الجزایر و نیجریه، نهضت اسلامی تونس، اخوان المسلمین سودان و حتی بسیاری از غیرمسلمانان مدافع حقوق بشر امروز می توانند جبهه متحدی را در مقابل اسرائیل تشکیل دهند، اگر سایر موارد سیاسی اختلافی را به کناری بنهند و صرفا با هدف "آزادسازی فلسطین از چنگال صهیونیست ها" در یک جهت همکاری نمایند.

نکته بسیار مهم در مساله حماس و فلسطینیان آن است که بهانه هایی چون عرب بودن یا شیعه بودن نیز در این مصداق مرتفع می شوند و اتفاقا روش روی کار آمدن شان هم کاملا دموکراتیک است اما باز می بینیم که غرب و نوکران عرب، تن نمی دهند و این یعنی مساله چیز دیگری است! شاید اگر مساله حزب الله لبنان بود برخی کج اندیشان، حاضر به همراهی نمی شدند اما در مساله فلسطین، مانعی وجود ندارد! حرف نهایی این است که تشکیل یک جبهه ضد اسرائیلی متکثر شدنی است.

اینکه غایت مدنظر اینان دقیقا یکی است یا نه، جای تامل دارد اما مساله مهم حد اشتراکات بالای ایشان در پذیرش حق مسلم فلسطینینان برای "تعیین سرنوشت خویش" است که عمده گروههای مذکور را برای تحت فشار قرار دادن اسرائیلی ها به اقداماتی مانند تحریم کالاهای صهیونیستی، تظاهرات، تشکیل رسانه های دفاع از فلسطین، صدور بیانیه، جمع آوری اعانه و... واداشته است.

حال اگر، تنها یک دهم این فعالان، فقط یک دهم آنان، به نحوی با یکدیگر مرتبط شوند و کارهای مشترکی را سامان دهند، فشاری بسیار مضاعف بر اسرائیل و حامیانش ایجاد خواهند کرد و در عرصه کارهای فرهنگی تبلیغی و سیاسی اقتصادی موفق تر نشان خواهند داد.

                                                                  *****

در عرصه داخلی نیز باید بسترهای مقابله عملی و فاصله گرفتن از محکوم کردن های کلیشه ای را فراهم آورد که یکی از آنها جمع شدن گروههای متعدد پراکنده در زمینه فلسطین و توزیع کار و استفاده از فرصتهای هر کدام است. در این حالت می توان از کارهای موازی و خرد جلوگیری کرد و فعالیتهای داخلی و خارجی بزرگتری را سامان بخشید که حل کردن مساله ارتباط با گروههای خارجی یکی از آنهاست.

از دیگر عرصه های جدی، مقابله اقتصادی و خصوصا نفتی است و اینجاست که کار به وزارت بازرگانی می رسد! راستی اگر عزمی در مسوولان این بخش در طول سالهای گذشته می بود، نمی شد کم کم حجم ارتباطات مالی و وابستگی به اروپا را کاهش داد یا حذف کرد و با آفریقا و آمریکای لاتین و شرق آسیا جایگزین نمود و آنگاه در روز مبادا از ابزار قطع ارتباط اقتصادی، برای دفاع از حیثیت مسلمانان و خصوصا فلسطین و لبنان و... استفاده مناسب نمود؟!

سخن بسیار است اما خون، پاسخ متناسب با خودش را می طلبد و قطعا آن پاسخ اقدام است، نه حرف!

راستی می خواستم بگویم خاک بر سر این اسلام فقاهتی و اینها که اسم حزب الله را هم خراب می کنند!

یادم رفت تقبل اللهی هم به دوستانی بگویم که انتخابات و فلسطین را رها کرده اند و سوی دیار شهدا راهی شده اند، تقبل الله! همچنین ببینید: ما آبروی اسلام را برده ایم!

+ نوشته شده در 86/12/14ساعت 1:5 توسط alkomx |