تبليغاتX
آرمان خواهی
آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه

آنگاه كه مي‌داني تو نيز مانند مردمان حجاز و كوفه و مدينه امامي داري و اينك، ميلاد امام حي زمانه توست، حسي متفاوت و انگيزه‌اي ديگرگونه مي‌يابي! علامه بزرگوار، آيت الله جوادي آملي به زيبايي، سخني را در باب حضرتش بيان فرموده كه بر خلاف عادت معمول كتب‌شان در اين كتاب، به زباني ساده، منتشر شده است. آنچه مي‌آيد صرفا گزيده‌هايي از اين اثر نوراني است.  

* آنكه امامش را نشناسد منتظر نخواهد بود و منتظر مصلح واقعي نبودن، نشانه حيات جاهلانه است.

* قرآن، تجلي كتاب تدويني خدا و انسان كامل معصوم تجلي كتاب تكويني اوست ... لذا همانطور كه با نزول قرآن شب قدر رخ مي‌دهد با ميلاد ايشان نيز شب قدر رخ مي‌دهد.

* امام عصر وارث همه كمالات گذشتگان و وارث زمين است.

* ابر، ديدگاني را كه از زمين به خورشيد مي‌نگرند را محجوب مي‌سازد نه چشم‌هايي را كه از فراز ابرها نظاره‌گر اويند.

* احكام فراوان اسلامي، يقينا نيازمند متولي و مجري است وگرنه امور زندگي شيعيان در عصر غيبت دچار ركود بلكه تعطيل خواهد شد.

* مشتاقان صاحب معرفت بيشتر وجهه همت خود را مصروف داشته‌اند تا پيش‌تر از آنكه شاهد ايشان باشند مشهود ايشان گردند.

* عابدان و زاهداني كه پيوند با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند خواسته يا نخواسته دوستدار امام غائب اند نه امام قائم!

* مشخص نبودن زمان ظهور، خود عامل ايجاد نوعي آمادگي دائم شده و مسبب رشد و پويايي گشته است.

* معناي حقيقي انتظار، تحصيل شرايط حضور و ظهور ولي عصر «عج» است و هر كه در اين مسير مجاهده نكند انتظارش به حقيقت انتظار موصوف نمي‌شود.

* تعالي سطح فرهنگ، تعقل و فهم عمومي، نخستين زمينه لازم جهت ادراك پيام انسان كامل و ظهور ولي مطلق خداست واين مهم از گرانمايه‌ترين وظايف منتظران آن حضرت است.

ارسال در تاريخ 88/05/14 توسط alkomx

* شاور في أمورك مما يقتضي الدين من فيه خمس خصال: عقل و علم و تجربة و نصح و تقوي؛ فإن لم تجد فاستعمل الخمسة و اعزم و توكل علي الله فان ذلك يؤديك إلي الصواب

* من تواضع لله شرفه الله علي كثير من عباده... كان رسول الله إذا مر علي الصبيان سلم عليهم لكمال تواضعه

* صل من قطعك و اعف عمن ظلمك و أعط من حرمك و أحسن إلي من أساء إليك

* من لا يعمل لما يعلم مشوم عليه طلب ما لا يعلم و مردود عليه ما عمل

* المعلم يحتاج إلي عقل و رفق و شفقة و نصح و حلم و صبر و بذل و المتعلم يحتاج إلي رغبة و إدارة و فراغ و نسك و خشية و حفظ و حزم

* صاحب الأمر بالمعروف يحتاج أن يكون عالما بالحلال و الحرام فارغا من خاصة نفسه مما يأمرهم به و ينهاهم عنه ناصحا للخلق رحيما بهم...

* الخشية ميراث العلم والعلم شعاع المعرفة و قلب الإيمان

* آفة العلماء عشرة أشياء: الطمع و البخل و الرياء و العصبية و حب المدح و الخوض فيما لم يصلو إلي الحقيقة و التكلف في تزيين الكلام بزوائد الالفاظ و قلة الحياء من الله عزوجل و الافتخار و ترك العمل بما علموا

* أدني حد الصدق أن لا يخالف اللسان القلب و لا القلب اللسان

* من انقطع إلي الله كفاه الله كل مؤنه و يرزقه من حيث لا يحتسب

* حسبك من الجهل أن تظهر لما علمت...

* رضيت بما قسم الله لي/و فوضت أمري إلي خالقي/كما أحسن الله فيما مضي/كذلك يحسن فيما بقي

* الصبر يظهر ما في بواطن العباد من النور و الصفاء و الجزع يظهر ما في بواطنهم من الظلمة و الوحشة

* اعبد الله كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك

ارسال در تاريخ 87/12/09 توسط alkomx

آنچه مي آيد منتخبي از احاديث كتاب شريف مصباح الشريعه است كه به فرموده امام راحل، مستند بودنش را بايد از فحواي احاديث مندرج در آن كه منتسب به امام صادق (ع) مي باشند يافت. شرح برخي از احاديث اين كتاب را در آداب الصلوه امام نيز ديده ايد. نگاه الهي به همه آنچه اطراف ماست در اين احاديث درس آموز جلوه اي ديگر دارد و معارفي گوهربار در آنها نهفته است. يكي دو ترجمه از اين كتاب شريف در بازار موجود است.

* فتقدم إلي الماء تقدمك إلي رحمة الله... مثل المؤمن الخالص كمثل الماء ولتكن صفوتك مع الله تعالي في جميع طاعتك كصفوة الماء حين أنزله من السماء...

* عاشر خلق الله كامتزاج الماء بالأشياء يؤدي كل شيء حقه و لايتغير عن معناه

* إذا خرجت من منزلك فاخرج خروج من لايعود... فادخل دخول في القبر حيث ليس له همة إلا رحمة الله تعالي و عفوه

* فأن الله إذا اطلع علي قلب العبد و هو يكبر و في قلبه عارض عن حقيقة تكبيره قال: يا كاذب أتخدعني؟ و عزتي و جلالي لأحرمنك حلاوة ذكري و لأحجبنك عن قربي...

* فقاري القرآن يحتاج إلي ثلاثة أشياء: قلب خاشع و بدن فارغ و موضع خال

* فكن عبدالله في السر خاضعا له في الفعل كما إنك له عبد بالقول و الدعوي

* سئل رسول الله عن اسم الله الأعظم قال: كل إسم من أسماء الله، ففرغ قلبك من كل ما سواه وادعه بأي إسم شئت...

* فإن خيرالعبادات أقربها بالأمن و أخلصها من الآفات و أدومها و إن قل

* كفي بالموت واعظا و بالعقل دليلا و بالتقوي زادا و بالعبادة شغلا و بالله مونسا و بالقرآن بيانا

* الصمت...هو مفتاح كل راحة من الدنيا و الآخرة و الصون من الخطايا و الزلل و قد جعله الله سترا علي الجاهل و تزينا للعالم...

* الزهد... هو ترك كل شيء يشغلك عن الله من غير تأسف علي فوتها و لا إعجاب في تركها و لا إنتظار فرج منها...

* العبرة تورث ثلاثة أشياء: العلم بما يعمل والعمل بما يعلم و علم ما لم يعلم...

* علامة النفاق قلة المبالاة بالكذب و الخيانة و الوقاحة و الدعوي بلامعني و سخنة العين و السفة و قلة الحياء و إستصغار المعاصي...

* ليس شيء أضر علي قلب المؤمن من كثرة الأكل و هي مورثة لشيئين قسوة القلب و هيجان الشهوة و الجوع ادام المؤمنين و غذاء الروح ...

* نبي (ص): غضوا أبصاركم ترو العجائب...

* كثرة النوم يتولد من كثرة الشرب من كثرة الشبع و هما يثقلان النفس عن الطاعة و يقسيان القلب عن التفكر و الخضوع واجعل كل نومك اخر عهدك من الدنيا و اذكر الله بقلبك و لسانك...

* لايصير العبد عبدا خالصا لله تعالي حتي يصير المدح و الذم عنده سواء...

* المغتاب إذا تاب فهو آخر من يدخل الجنة و إن لم يتب فهو أول من يدخل النار!

ارسال در تاريخ 87/08/10 توسط alkomx

از معدود کتب تحلیلی خواندنی پیرامون ماهیت انسان انقلاب اسلامی و بسیجی، این کتاب است که گرچه عنوان و زیرعنوان و جلدش از مراجعه بدان کاسته ولی محتوایی ژرف و تامل برانگیز از خامه قلم استاد سیدجواد طاهایی دارد و به خوبی کدهایی از وصیت نامه شهدا را استخراج کرده است.گزیده هایی از آن:

* چهار ویژگی بارز بسیجی:باور به ضرورت دفاع موثر از انقلاب، وحدت عقاید و احساسات، ارتباط عقیدتی و روحی ویژه با امام خمینی، شهادت باوری یا مرگ آگاهی

* امام خمینی سخن متمایز انقلاب اسلامی و حلقه واسط بسیجی و انقلاب است لذا بسیجی خمینی واژه ای ایدئولوژیک است.

* مردم ایران به طور دسته جمعی خود را حامی رهبری می دانستند که یادآور غربت رهبران شیعی بود. یادآور بعثتی دیگر!

* آرمانگرایی بسیجی به خوبی قابل استدلال است و دقیقا به دلیل آرمانی بودن مستعد تمدن سازی است.

* برای انان روشن بود که هزینه جهان پردازی انقلاب ان است که باید با جهان خواران بستیزند و در این راه مرگ یک نتیجه طبیعی و ناگزیر است.

* بسیجی حتی شاید بتواند ادعا کند که همه معنویت گرایی های سیاسی و اجتماعی از آغاز دهه هشتاد میلادی به بعد در سرتاسر جهان، جعل جهان های مفهومی تازه مثل رشد گرایش های پست مدرن، بحران در علوم اجتماعی معاصر و... را او با مقاومت جانانه و با مرگ عقیدتی خود سبب شده است.

* بسیجی از تئوری های نظریه پردازان سه انتظار دارد: از نظر سیاسی شجاعانه و مدعیانه باشد، از نظر هدف تقلیل گرایانه و شرمنده گو نباشد، از نظر اعتقادی التقاطی نباشد.

* بسیجی از این رو موجودی جهانی است که میل به کار تشکیلاتی را در سطح جهانی تعقیب می کند نه ملی یا حتی منطقه ای.

* تصمیم انسان انقلاب اسلامی برای تبدیل حریت خود به بندگی(امر آرمانی) کلید فهم ماهیت انقلاب اسلامی است.

* انسان انقلاب اسلامی در مرحله دوم(جنگ) از متن اراده عمومی توده با غلظت یافتن آرمانگرایی اش فاصله گرفته و فاصله ای میان خود و امام نمی بیند و از حزب اللهی به بسیجی تغییر نام می دهد.

* جام زهر خمینی را بسیجی هم نوشید که پس از او در هزارتوی خود پنهان شد و بدون باور به شکست دوباره به سکوت پراحساس جاری در تاریخ تشیع برگشت و ماهیتی مهدوی یافت و سربازی قدیمی شد.

* انسان انقلاب اسلامی در آخرین مرحله از حیات خویش-که تعدادشان اندک است- فیلسوف است و سلاحش به قلم تبدیل شده و با تجربه گذشته به مصاف آینده می رود.

* این بار که بسیجی به دنبال سیادت هژمونیک(برتری طلبانه) بر بسط تفکر و فرهنگ خویش است باید در عرصه ای جدید و سخت وارد شود. (جنگ فرهنگی)

* همواره ارتباط روحی بین آحاد ایرانی و اندیشه شاه یا رهبر ایده آل وجود داشته است و در زمان امام به اوج خود رسید.

ارسال در تاريخ 87/05/22 توسط alkomx

استاد اصغر طاهرزاده از معدود اساتیدی است که با عمقی قابل توجه به موضوعات دینی و روزمره می پردازند و قطعا در اندازه ای که باید شناخته نشده اند. کتاب حاضر نگرش افراد را نسبت به مقوله رزق تغییر داده و تصحیح می کند و آنان را وارد فازی جدید از نگرش به زندگی می نماید، اگر بخواهند، ان شاء الله! آنچه می آید صرفا نکاتی از کتاب است و خواندن همه آن حلاوت دیگری دارد و البته شاید هنوز سوالاتی در اذهان باقی بماند که خود حلاوت دیگری دارد!

* بخش مهمی از کتاب به تفسیر و توضیح حدیثی از امیرالمومنین(ع) به فرزندشان امام حسن(ع) در نامه 31 نهج البلاغه اختصاص دارد:  "واعلم یا بنی ان الرزق رزقان: رزق تطلبه و رزق یطلبک. فان انت لم تاته أتاک، ما أقبح الخضوع عندالحاجه و الجفا عندالغنی. ان لک من دنیاک ما احسنت به مثواک و إن جزعت علی ما تفعلت من یدیک فاجزع علی کل ما لم یصل إلیک"

* رزقی هست که به دنبالش هم بدوی بدان نمی رسی و رزقی هم هست که او به دنبال تو می آید تا حتما به تو برسد.

* آن رزقی که خلاف ابدیت باشد رزق ما نیست و قطعا خداوند حکیم رزق لازم برای رسیدن به ابدیت را به ما می رساند.

* شما عموما مال مناسبی که بتوانید لباس و مسکن و غذا برای خود تهیه کنید را دارید بقیه اوقاتی را که صرف بیشتر کردن این مال می کنید باید صرف معرفت و عبادت کنید ... تا قلب خدابین بیابید و در قیامت کور محشور نشوید!

* نبی(ص): من أحسن فیما بینه و بین الله کفاه الله ما بینه و بین الناس و من أصلح سریرته أصلح الله علانیته و من عمل لاخرته کفاه الله دنیاه.

* رزق از آن جهت تامین شده که در کنار آن کارهای دیگری هم داریم، در کنار آنها رزق ما هم هست ولی بدون آنها نه! یعنی اگر رسالت اصلی مان یعنی آخرت سازی را فراموش نکنیم، خدا هم برای ما دنیا را تامین می کند.

* اگر انتظار رزق فردا را فردا داشته باشیم نه امروز، دیگر بلندپروازی نمی کنیم و دلمشغولی هم نداریم..... لا تحمل هم یومک الذی لم یاتک علی یومک ...

* کسی از برنامه ریزی برای آینده ضربه نمی خورد، از اینکه حریص رزق فردا باشد ضربه می خورد.

* ملتی که سطحی شد برایش شکافتن دیوار کعبه مهم می شود نه نهج البلاغه علی(ع) و قلب ایشان.

* بنده باید مدام متذکر باشد که رزق وسیله ایست تا قیامت انسان سامان یابد... قیامت یعنی ادامه امروز ما در ابدیتی که شرایط دنیا را ندارد...

* اگر کسی در دنیا خواست آخرتش را آباد کند چون مطابق مقتضای خلقتش و مقصد عالم عمل کرده، زمین و زمان به امر پروردگار به خدمت او در می آیند.... احساس فقر به خاطر نفوذ شیطان است.

* وقتی که فکر کردیم خودمان عامل تهیه رزق هستیم اولا بخل می ورزیم ثانیا اگر نان خور نداشته باشیم خوشحال می شویم!

* حضرت می فرمایند: از خواب غفلت بیدار شو و بر آنچه بر پیغمبران نازل شده فکر کن! حتی اگر ثروت زیاد به تو داده اند ببین چقدرش رزق توست و چقدرش نیست. مال و ثروت برای امتحان الهی است و رزق برای بندگی.

همچنین ببینید: فایل متن کامل این کتاب و همایش پایان اسرائیل

ارسال در تاريخ 87/03/02 توسط alkomx

عارف حکیم، آیت الله العظمی محمد علی شاه آبادی (قدس سره) به اذعان دیگر علما و عرفای معاصر از کمل عرفای قرن حاضر است و تا جایی که می دانیم، ایشان را موثرترین فرد در شکل دهی افکار حضرت امام خمینی(ره) دانسته اند که اگر همین یک سخن را بپذیریم، کفایت است از آنکه برای شناخت ایشان و افکارشان تلاش نمائیم هر چند تنها دو کتاب و سه رساله مکتوب از معظم له در دست باشد.

ایشان نظریات خود را حول محور فطرت الهی انسان سامان داده اند تا جایی که به "فیلسوف فطرت" ملقب شده اند که در جای خود محل تامل و تأنی است. معروف است که حضرت امام(ره) درباره ایشان فرمودند: « من در عمر خود، روحی لطیف تر از روح مرحوم شاه آبادی ندیدم.» امام(ره) هفت سالی که مرحوم شاه آبادی در قم حضور داشتند در درس ایشان شرکت کردند و تاکید داشتند که « اگر آیت الله شاه آبادی هفتاد سال تدریس می کرد، من در محضرش حاضر می شدم، چون هر روز حرف تازه ای داشت.»

عارف کامل آیت الله شاه آبادی از مبارزان دوران رضاخانی به حساب می آید، تحصن یازده ماهه معظم له در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در اعتراض به جنایات رضاخان معروف است. در همان دوران و در ایام محرم، ایشان یک دهه منبر می روند و سخنی را سه بار، اول، وسط و انتهای منبر هر شب تکرار می کنند:« خدایا! تو شاهد و گواه باش که این مرتبه که این جمله را بگویم، در این ده شب سی مرتبه تکرار کرده ام و اتمام حجت نموده ام و برای علمای نجف، علمای قم، اصفهان و مشهد تمام نقاطی که می دانستم و توانستم هم نامه نوشته ام، و امشب هم برای آخرین مرتبه در این مجلس می گویم و آن این است که رضا خان، دست نشانده ی انگلیس است و هدفش، اعدام قرآن و اسلام است و اگر با من روحانی مبارزه می کند



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ 87/01/28 توسط alkomx

یک سال از به روز کردن این وبلاگ گذشت و آنچه برای نویسنده ماند جز آنچه از دیگر امور به دست آورده نیست! دعا کنیم که خدا به ما اخلاصی عنایت کند که اگر آن باشد اثرگذاری و اثرپذیری هم هست و گرنه خسرالدنیا و الاخره ایم! سال دوم را با راه اندازی بخش جدیدی تحت عنوان "خلاصه کتاب" در حد وسع اندکمان آغاز خواهیم کرد باشد که با نظرات خوانندگان محترم قوت یابد. در مطلع این ستون و به تناسب مناسبت، بخشهایی از کتاب گرانقدر گفتار فیلمهای شهید آوینی را می آوریم باشد که نفس ملکوتی او یاریمان کند. هرچند نام "گنجینه آسمانی" پر بامسماست و کتاب، رنگ و بویی دگر دارد و خلاصه پذیر نیست و بهتر است هر چندوقت یک بار خوانده شود شاید که....

* بسیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها. نه، کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین(ع) راهی به سوی حقیقت نیست.

* بچه های ما از جانب خدا ماموریت دارند تا جهان را از عصر ظلمات خارج کنند، چه باک بگذار دشمن هر چه آتش دارد فرو بریزد.

* این قرن قرن پانزدهم هجری است که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز شده است و خداوند اراده کرده است که نور خویش را به دست این جوانان که اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداء و سربازان امام زمان هستند کامل کند و باطل را یکسره به نابودی بکشاند.

* مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.

* در عصری اینچنین، در روزگاری که بشر بنده اهوای خویش است و بت خویشتن را می پرستد، ظهور این جوانان چه معنایی دارد؟ اینان طلیعه دار عصر توبه بشریت و نمونه ای از انسانهای آینده هستند و آینده انسان آینده ای الهی است.

* دیدن بسیجی جوانی که پای یک افسر عراقی را پانسمان می کند بیش از هر صحنه دیگری می تواند سخن از تحول عظیمی بگوید که در ما رخ داده است.

* اگر می خواهی رمز پایداری اسلام را دریابی به "دره بید" بیا! اینجا پیرزنی هست که از پائیز سال پیش کیسه بادامی جمع کرده است تا آن را در راه خدا هدیه کند. کسی به این کیسه بادام نیاز ندارد اما بدین وسیله ان پیرزن سهم عظیم خویش را در راه حاکمیت حق و استمرار ولایت باز می یابد.

* شب حیات انسان با انقلاب اسلامی ایران در فجر صادق خویش داخل شده است و شایسته است که اکنون منتظر صبح باشیم، صبح دولت یار.

* بسیجی خود را در نسبت میان مبدا و معاد می بیند و انتظار موعود و با این انتظار هویت تاریخی انسان را باز می یابد. او آسایش تن را قربانی کمال روح می کند و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و کوچه و خیابان که در فاصله میان مبدا و موعود تاریخ باز می شناسد و برای مبارزات فردا آماده می شود.
ارسال در تاريخ 87/01/18 توسط alkomx
قالب وبلاگ