برخورد با فساد اقتصادي، دغدغه ديرينه ما و هدف رهبري انقلاب اسلامي بوده و هست اما اين امر چگونه شدني است و متصدي آن چه كسي است؟ تصور رايج بسياري از ما در باب اين مساله عاري از يك پكيج كامل است لذاست كه توان ترسيم زواياي مختلف اين مواجهه را نداريم و حداقل ضريب درستي را به رفتارهاي مقابله گرانه نميدهيم! برخي كه بعضا يكي دو حديث هم بلدند تصور ميكنند همه مساله به افشاء نام مفسدان اقتصادي گره خورده است و دليل آنرا نيز ناامن شدن قطعي فضا براي ديگران ميدانند و سطح آن را به عامل اصلي پيشگيري از فساد ارتقاء ميدهند. متاسفانه اين سطح از نگاه بعضا در ميان نمايندگان مجلس هم ديده ميشود! چندي پيش به يكي از نمايندگان فعال در كميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه كه خوشحالانه! نام چند مفسد آقازاده را ميآورد گفتم: من هم از اين نامها بلدم! فرضا با اين افراد برخورد شد آيا ساختارها به نحوي هست كه مانع توليد نامهايي ديگر بشود؟! آيا نتيجه كميته نبايد چندين طرح براي اصلاح ساختارهاي قانوني موجد فساد و همچنين پركردن خلاهاي موجود در قوه قضائيه باشد؟
مدتها قبل با يكي از دوستان در باب كد اقتصادي بحثهايي داشتيم كه خود يكي از عوامل ايجاد «شفافيت» در معاملات ميباشد. آنجا تاسف خوردم كه كاش جنبش دانشجويي ميتوانست حصار احساس و شور جوانانهاش را بشكند و مطالباتش را عمق ببخشد و با تغيير سطح مطالبات از موردي به ساختاري، موارد فساد را نيز به حداقل برساند. يادم هست كه مهندس سليمي نمين، سالها پيش، آنگاه كه نام شهرام جزايري براي اولين بار بزرگ شد پرهيزمان ميداد كه از لايههاي فساد غافل نشويد! مفسدان بزرگتري هستند كه از خدا ميخواهند ما و شما به نام يكي دو مفسد سرگرم بشويم و خودشان در ساختارهاي قانوني! به دزدي ادامه دهند.
فقدان نظام شايسته سالاري خود از ديگر عوامل جدي ايجاد فساد چه در حيف و چه در ميل است! كه متاسفانه امري بسياري شايع و رايج در همه دولتها و دولت فعلي است! راستي مگر فراموش كردهايم كه دزديهاي دولتهاي قبل نيز پس از رفتنشان رو شد و متاسفانه سوء استفادههاي دولت فعلي نيز در آينده رو خواهد شد! از دكتر سبحاني اقتصاددان پرسيدم آيا اين دولت در كنترل فساد موفق بوده است كه پاسخ داد خير! چرا كه ساختارهاي حذف فساد يعني انضباط مالي، نظارت و ... ايجاد نشدهاند و البته شايد افراد فاسدي حذف شده باشند اما افراد ديگري به زودي جاي آنها را ميگيرند!
وقتي شنيدم شركتي چندصد ميليون تومان رشوه داده تا آقايي از وزير نفت دولت هشتم فقط 15 دقيقه وقت بگيرد تا آنها بتوانند در آن مدت قول قراردادي چند ده ميلياردي را بگيرند فهميدم كه اگر عدد و رقمهاي برخي حوزهها را بدانيم، تحريك پذيري همگان! در قبال آنها را تاييد خواهيم كرد و اينقدر به نيروي انساني پاك دست ضريب غيرواقعي نميدهيم!
وقتي بكارگيري آي تي و تغيير ساختار نظامهاي مالي و قراردادهاي نفت و شهرداري و ديگر ارگانها به تعهدي و يا اي پي سي و... ميتواند تا حدي نظارت پذيري را بالا ببرد و به صورت ساختاري، امكان تخلف را كم كند، چرا بايد در بلبشوي مديريتي به برخوردهاي موردي و وابسته به نيروي انساني دل خوش كنيم؟! البته اين حرفها به معناي نفي ضريب سلامت نيروي انساني يا نفي جايگاه مهم بيآبرو كردن دزدان نيست اما آنهايي كه بدون داشتن فهم جامع از دين و منطق اهل بيت، احاديث را از كليتشان خارج كرده و زمزمه ميكنند بد نيست كه به اين ابعاد نيز توجه داشته باشند و براي اين مسائل نيز پاسخ بيابند.
* دلم ميسوزد كه قرار بود خبر حضور عجيب مردم در سي سالگي انقلاب، تن دشمنان را بلرزاند و حالا...!
* دلم ميسوزد وقتي ميبينم همه كانالهاي خبري به همه زبانها، يكي در ميان از ايران گزارش پخش مي كنند اما پرستيوي و العالم، چنان به برنامههاي عاديشان مشغول اند كه انگار در ايران خبري نيست!
* دلم ميسوزد وقتي ميبينم نوريزاده و سميرا و محسن مخملباف و دهها ضدانقلاب ديگر به نظام حمله ميكنند و حتي به نقدهاي منصفانه كارشناسان خارجي خرده ميگيرند!
* فيصل عبدالساتر جواب محمود احمد الاحوازي ساكن بريتانيا را در مناظره برنامه «التجاه المعاكس» شبكه الجزيره مي دهد و دكتر فياض لبناني موضع نوري زاده ساكن لندن را در العربيه تعديل ميكند! غلط نكنم آب انگلستان يك چيزهايي دارد!
* دلم ميسوزد از شادي اين روزهاي «العربيه» كه پيشتر نيز همه جهت گيرياش ضد ايراني بود و بعضا در موضوعات بيربط برنامه «حوارالعرب» اش هم به ايران طعنه ميزد و حالا ديگر عروسي گرفته است!
* دلم به حال دختري كه فيلم دردناك فوتش را همه رسانه ها دست به دست ميكنند هم ميسوزد كه چگونه ابزار دست دشمنان سرزمين اش شده است.
* دلم ميسوزد كه آخر سر هم لباس شخصيهاي خودسر ضارب دانشجويان كوي و مردم! راست راست راه خواهند رفت و ديگراني را خواهند كشت و هيچ كس هم يقه شان را نخواهد گرفت!
* دلم ميسوزد وقتي ميبينم صداي آمريكا و بيبيسي پرشين و چند شبكه ديگر چه زيركانه و با ادبياتي ظاهرا بيطرفانه سعي ميكنند سر مردم را شيره بمالند و چه حرفهاي حقي در ميان اين سياهه باطل ميزنند!
* دلم ميسوزد وقتي ميبينم اين روزها شبكههاي عربهاي شهوتران كه انگار زن باحجاب در كشورشان وجود ندارد! در ميان الدنگبازيهايشان، انقلاب ايران را به باد استهزاء ميگيرند!
* دلم ميسوزد از اينكه پيرمردهاي سبيل كلفت عهد دايناسورها نيز امروز با پرچمهاي سرخ كمونيستي در استكهلم تجمع ميگذارند و گوش مردم را با مزخرفاتشان پر ميكنند!
* دلم ميسوزد از اينكه دلهاي شيعيان و دلسوزان انقلاب لرزيد و خالي شد!
* دلم ميسوزد از شبكه خبر و صدا و سيما كه شعور درك مردم را ندارد و فرقي ميان تظاهركنندگان نميگذارند و همه را جز چند روز بحراني، آشوبگر خواندند!
* دلم براي شفافيت ميسوزد كه هيچ كس به او اعتقادي ندارد خصوصا رسانه ملي راستي!!!
* نمي دانم شوراي امنيت ملي يا صدا و سيما و ديگران بر چه اساس سياست گذاري ميشوند اما ميدانم كه مديريت رسانه در ايران خصوصا در بحران، صفر است!
* اينكه چرا اصلاح طلبان انتظار چنين آرايي را ندارند و برخي واقعا جز با تصور تقلب قانع نميشوند به چند دليل وابسته است اما به زعم حقير مهمترين آنها تحليل غلط حادثه «دوم خرداد» است! آري! از دوم خرداد تاكنون، عمده اصلاح طلبان تصورشان اين بوده كه آن روز مردم به شعارهاي اينان «آري» گفتند لذا يك پتانسيل بيشتر از 20 ميليوني را مخاطب و حامي خود ميدانند! در حاليكه دوم خرداد بيش از آنكه «آري» به شعارهاي روشنفكرانه و خواص پسند ايشان باشد، «نه» به وضع موجود و گذشته بود.
* البته روشنفكري در كشور ما هيچ گاه توان تحليل واقعي جامعه خود را نداشته است و همواره از يك توهم دور از واقع رنج برده است و نفهميده كه راي ايجابي آن شعارها و ژستها هنوز آنقدر بالا نيست! البته همين مقدارش نيز زنگ خطري براي انقلاب است چرا كه حاكي از «غرب زدگي و نارضايتي جدي» است كه اين روزها بروز آن را در تهران مريض به خوبي ميبينيم!
* تنها در صورتي – يك بار ديگر- اصلاح طلبان خواهند توانست راي بالايي را كسب كنند كه فرآيند عملكرد دولت حدي از نارضايتي و حس «نه» به وضع موجود را در بدنه مردم ايجاد نمايد.
* ظريفي چه خوب گفته بود كه احمدينژاد با وجود داشتن حمايت جدي رهبري و همچنين نفت 100 دلاري به قدري ضعيف عمل كرد كه جريانات مرده اصلاح طلب را در دور دوم رياست جمهوري كه معمولا رقابت جدي وجود ندارد، نيز به طمع انداخت!
* حمايت گسترده بين المللي از حركتهاي اخير، خود نشانگر درك دقيق شرايط حساس اصلاح طلبان توسط خارجيها نيز هست. ادبيات و مواضع آنان به خوبي، درك فرصت موجود براي تقويت نارضايتي را نشان ميدهد. متاسفانه نتيجه حاصل از اين روزها، در صورت اتمام اعتراضات نيز،«افزايش بي اعتمادي و نارضايتي» است!
* بر اين باور بودهام كه حمله نرم دموكراتهاي آمريكايي خطرناكتر و مرموزانهتر از حمله سخت جمهوريخواهان است! اگر ادبيات و مواضع اوباما در هفتههاي اخير درباره ايران و جهان اسلام را پيگيري كرده باشيد ميبينيد كه همگي از يك شناخت دقيق از وضع موجود جوامع اين منطقه ناشي شده اند و بسيار زيركانه بيان ميشوند. بر همين اساس بعيد نميدانم كه در دولت دهم، اولين مذاكرات مستقيم با او نيز برگزار گردد!
* با مدير كل ارشاد استان كردستان روز پس از انتخابات صحبت مي كردم. گفت اين دوره انتخابات در كردستان به خاطر حضور آقا دو تا معجزه داشت. يكي حضور بي سابقه و بالاتر از 85 درصدي مردم اين منطقه و ديگري بيشتر شدن راي آقاي احمدي نژاد بخاطر حمايت هاي رهبري. هم او مي گفت كه مردم كردستان در سفر آقا احساس كردند كه پدر مهرباني در اين كشور دارند.
* سخنان تاريخي و مهم رهبري در نمازجمعه امروز فقط اين پيام را براي همه آناني كه پاي آن اشك شوق و غربت ريختند داشت كه خدايا اين پدر مهربان و بابصيرت را برايمان حفظ كن!
* هر چند مي دانم كه خيلي ها نان خودشان را از وسط اين سخنان برخواهند داشت و به كليت آن نخواهند نگريست اما اميدوارم اين چتر مستحكم انقلاب را آنقدر از خودمان نكنيم كه عده اي نتوانند زير آن قرار بگيرند.
* تكليف ميرحسين معلوم است و اميدواريم به سر عقل بيايد و رفتارهاي پيرمردها را كنار بگذارد اما مي دانم كه خيلي از موسسه اي هاي قم و احمدي نژادي ها شروع به تاويل كرده و خصوصا كارهاي احمدي نژاد را توجيه خواهند كرد.
* احمدي نژاد راي سلبي ناشي از كار غلطش را گرفت و رئيس جمهور شد! اما اين بخش كه آقا فرمودند "من بعد از مناظره به ايشان تذكر دادم" ولي ما ديديم كه ايشان باز در نظق 20 دقيقه اي و همچنين در ميدان ولي عصر بر اينكه عده اي به او گفته اند چرا نام آورده اي و حديث ابن حرمه خواند و از طلحه و زبير خواندن ديگران دفاع كرد برايم خيلي عجيب و باورنكردني است!
* اينكه خيلي از دوستان؛ اساتيد و بزرگان در شهرهاي مختلف كه نامشان را نمي آورم مباني متعددي را بر عملكرد احمدي نژاد در مناظره مشهور تطبيق دادند امروز بايد مورد تحليل و سوال قرار بگيرد و حداقل ايشان از موضع شان در مقابل رهبري دفاع كنند يا شجاعانه به غلط بودنش اعتراف نمايند.
* بيچاره جوانهايي كه به بسياري از سناريوهاي حضرات درباره هاشمي گوش داده اند و حالا دچار تناقضات اساسي مي شوند! راستي راه تعادل كجاست؟
* اين سخنان فرصت مناسبي براي ماست كه مباني فكري خودمان را بازخواني كنيم و از اين رخدادها درس بگيريم و همدلي را حقيقتا گسترش دهيم. براي سلامتي پدر امت اسلامي صلوات
* در آن سو، موسوي، داغ كرده و به نتايج آراء اعتراض ميكند كه هر چند حق اوست ولي راه درستي نيست و در اين ميان، رسانههاي خبري خارجي نيز به تشكيك سلامت انتخابات دامن ميزنند.
* داخل پرانتز بگويم دوستان اصلاح طلب به دلايل مختلف كه بعدا خواهم نوشت تصور غلطي از ميزان رايشان دارند و گرچه احتمال راي بالاتري داشته باشند اما نتيجه تغييري نميكند.
* در اين سو، رسانه ملي اغتشاشگران را طرفداران موسوي معرفي ميكند!! كه نمي دانم كامپيوترهاي مترو را ميخواهند چه كنند؟!! و اگر دنبال اين كارها بودند تجمع چندميليونيشان بدون درگيري نميگذشت.
* رهبر انقلاب تصريح ميكنند كه جنس موسوي با اغتشاشگران فرق دارد و با اين حال آقاي روانبخش و دوستان موسسه اي اش در قم تجمع قانوني طلاب ساده دل! را برگزار ميكنند و شعار «مرگ بر منافق» سر ميدهند!
* وزارت كشور و شوراي نگهبان هم تازه پذيرفته اند كه بايد جواب اعتراضات را داد!
* لباس شخصي ها در مقابل چشمان نيروي انتظامي نردههاي دانشگاه تهران را شكسته و به دانشجويان معترض در حال شعار دادن، حمله كرده و با چوب و سنگ ادبشان ميكنند!
* اغتشاشگراني كه قطعا دانشجو نيستند دانشگاه اصفهان را به آتش ميكشند و از نيروي انتظامي خبري نيست ولي بعد از آن، اين نيرو وارد خوابگاه شده و دانشجويان را از يك كنار به كتك ميگيرد!
* نيروي انتظامي در اقدامي عجيب به همه عابرين برخي خيابانها حمله مي كند و از زدن شديد دختران و زنان هم ابا نميكند! يادش بخير اولين بار كه زدن يك دختر توسط اين نيرو را در مقابل سفارت انگلستان ديديم چه سر و صدايي كرديم و نميدانستيم كه زدن داريم تا زدن!!!
* هر كدام از اين به ناحق باتوم خورده هاي امروز، يعني دهها ضدانقلاب فردا!
* امنيت ملي اقتضاء مي كند پيامكها قطع و سايتهاي مختلف غيرخودي! و وبلاگها فيلتر شوند و در اين ميان شايعات غوغا مي كند.
* فاطمه رجبي دستور دستگير كردن موسوي و خاتمي را صادر كرده است.
* احمدي نژاد همچنان شاخ و شانه ميكشد و حرفهايش را تكرار ميكند و مخالفانش را خس و خار ميخواند و همه مصاديق تاريخ اسلام در امروز را پيدا كرده و جرات مصداق يابي خود و دوستانش را نمي كند هر چند از حرفهايش ميتوان فهميد! او در مشهد گفته بود كه اينان ميترسند اگر مردم دوباره به خادمشان اعتماد كنند انقلاب به طور كامل نجات پيدا كند!
* رسانه ملي كه صحنه اي كوچك از ورزشگاهها –با وجود پخش مستقيم- از دستش در نميرود! شعارهاي مردم عليه موسوي، خاتمي و هاشمي را پخش ميكند و آنرا با يك عذرخواهي آقاي حياتي در خبر ساعت 9 به پايان ميبرد!
* فردا پس فردا كه فضا آرام شد شريعتمداري كه تا امروز چندين انقلاب رنگين را شناسايي كرده، در كيهان تيتر خواهد كرد: «افشاي مديريت انقلاب رنگين توسط يكي از نامزدها!»
* بر اين باورم كه تنها كساني حق دارند به موسوي اعتراض كنند كه به سان رهبري، پيروزي را در اصل حضور حداكثري مردم بدانند و شك نداشته باشند كه اگر نام موسوي نيز از صندوقها در ميآمد، آقا همين پيامي را كه دادند، ميدادند.
* با جرياني كه براي هر كارش وجه مقدسي ميتراشد و براي هدفش هر وسيلهاي را توجيه ميكند چه بايد و ميتوان كرد؟ راستي از اينان چه كاري بر نميآيد؟!
* نگرانم از اين جرياناتي كه دارد رخ ميدهد. از آدمهايي كه اينگونه دروغ گوييهايشان را توجيه ميكنند و فردا اگر آقا به سان دوره قبل اعاده حيثيتي آنچناني از آقاي هاشمي بكند، حتما!!! در خلوتهايشان حرفهاي ديگري را خواهند زد كه نشانهاي از حماقت نفاق آميزشان است! البته يادم نبود كه همه سخنان رهبري تاويلي دارد و از روي مصلحت است و براي حفظ نظام!
* اين روزها بهتر ميفهمم كه چگونه بسياري از كساني كه روزي اينطرف بوده اند، فقط به خاطر داشتن سلايق مختلف، با رفتار اينطرفي ها به آنطرفي بدل شده اند! بيشتر از اينها حرف بزنيم ما را هم ...!
* راستي كه تخصص ما ضدانقلاب پروري است! چه موسوي و چه طرفدارانش امروز بايد ضدانقلاب شوند!!! والعاقبه للمتقين
* لايه رويين آراي انتخاباتي همين است كه همه ميبينند اما در پس آن نتايج تلخ و شيريني نهفته است. كنكاش در چيستي اين آراء براي آنان كه براي آينده انقلاب نگران اند، ضروري است.
* راي ميرحسين موسوي كه يك سوم شركت كنندگان را شامل ميشد بعلاوه آناني كه در انتخابات شركت نكردند، مجموعا حدود 20 ميليون نفر معادل كمتر از يك سوم جمعيت كل كشور ميباشد كه خود زنگ خطري براي كشور ماست چرا كه نشانگر «گرايش به غرب و نارضايتي از حكومت» ميباشد. البته در آراي سلبي احمدي نژاد نيز اين گرايش كم نيست.
* طبعا دولتمردان نمي توانند خود را تنها رئيس جمهور دو سوم ديگر بدانند و بايد براي «همه مردم» دلسوزي كنند. نگراني زماني افزايش مييابد كه ميبينيم عمده اين جمعيت را «تحصيلكردگان دانشگاهها و نسل جوان» تشكيل ميدهند و اين يعني نظام آموزش و پرورش و آموزش عالي ما در خلاف جهت انقلاب حركت ميكند!
* متاسفانه «مساله بحران هويت» كه خصوصا در نسل جديد بروز شديدتري دارد كمتر مورد توجه متصديان فرهنگي دولت و كشور قرار دارد و ضعف اين مديران و فرهنگي نبودن آنان باعث تشديد آن نيز شده، هر چند عده اي به غلط تصور كنند كه فساد رايج محصول دولت خاتمي بوده است چرا كه در آن دوران صرفا از فسادي موجود و فعال، رونمايي شد و شفافيت واقعيات جاي خود را به توجيهات دولتي داد.
* گرچه امروز، داشتن اقتصادي قوي نيز نياز جامعه است اما عمده آناني كه به شدت متاثر از «فرهنگ مدرنيته» شده اند، دچار اولويت اقتصاد نيستند هر چند تحت تاثير همان فرهنگ و با ايجاد روحيه آز و طمع و دنيامداري، «توهم نياز اقتصادي» نيز بصورت كاذب در آنان موجود باشد.
* انتخاباتي ديگر، با همه افت و خيزهايش گذشت و اين تحليل درسها و نتايج آن است كه نتيجه انتخابات بعدي و بعد از آن را مشخص مي سازد. نگرانيهاي مسبوق نسبت به دولت فعلي هنوز وجود دارد و بايد براي پركردن آنها فكري اساسي كرد.
* پس از آن مناظره عجیب، همین مردمانی که رو در روی هم در کوچه و خیابان، گفتگو می کردند، به توهین و تمسخر یکدیگر و بعضا درگیری روی آوردند و این یعنی انتخابات مایه دوری و چنددستگی و نه نزدیکی و وحدت شد!
* آن کسانی که وقتی پالیزدار باصطلاح افشاگری کرد، آن را روشی نادرست دانستند و مایه بی اعتمادی مردم، امروز هم نقایص کار احمدی نژاد را دیدند.
* خارهایی در چشم انقلاب بوده و هست و خواهد بود که رهبران انقلاب، در دوره های مختلف سعی کرده اند آنها را به نحوی که کمترین خونریزی را داشته باشد، آرام آرام بیرون بکشند و از آنجا که «حفظ وحدت عمومی و مصلحت عامه» را اصل می دانستند، از روشهایی که این معنا را مخدوش سازد، دوری جستند.
* اگر عدم کارایی قوه قضائیه جواز اینگونه اعمال را می دهد پس، از عدم کارایی بسیاری از ارگانها می توان اعمال ساختارشکن بسیاری دیگر را استنتاج کرد که خلاف مصلحت نظام و نظر رهبری است.
* راستی چرا رهبری در ایام غزه به دانشجویان پیام دادند که با رفتن به داخل سفارت خانه ها مخالف اند و چرا امام با تسخیر سفارت آمریکا مخالفت نکرد؟ و دهها سوال از این دست که اگر تحلیل شان می کردیم، امروز با توجیه عدالتخواهی و انقلابی گری، همه چیز را توجیه نمی کردیم!
* جالب تر اینکه هر کس نیز با این کار مخالفت کند را پیرو جریان هاشمی و مدافع اشرافیگری یا خودباخته و دچار لغزش نام می نهیم!
* جالبتر اینکه عده ای که از چند ماه پیش رای شان معلوم بوده، امروز علمداران بصیرت شده اند و به دنبال فراریان از کربلا و همه مصلحت اندیشان تاریخ در امروز آن می گردند! راستی یادمان هست که عده ای از همین انقلابی ها به امام حسن علیه السلام که با معاویه صلح کرده بود گفتند: «یا مذل المومنین!!!»
* از اینها گذشته سطح اخلاقی نازل کاندیداها در این مناظره ها و بعدا در طرفداران شان جای شگفتی و تامل بسیار دارد! قابل توجه علما و حوزه ها!
* فکر می کنم محسن رضایی، علاوه بر داشتن محسنات و البته ضعفهایی، از این حیث که کمتر وارد چنین فضایی شد، شایسته تقدیر است.
* با يكي از دوستان بسيار خوب احمدي نژادي، بحث انتخاباتي بود. ميرحسين را گذاشته بود كنار ديوار و با دشمن انقلاب يكياش كرده بود. گفتمش: اگر نخواهيم به كسي راي بدهيم و بدانيم رايش بالاست، بايد به دشمن و خطر تبديلش كنيم تا به ملت انگيزه كار ستادي بدهيم؟
* هم او اعتراض ميكرد كه چرا نقاط قوت ميرحسين و ضعف احمدينژاد را نيز ميگويي؟ اينطوري دل بچهها خالي ميشود!گفتم: يعني راي بدون آگاهي هم ارزش دارد؟! گفت: الان وسط جنگ! است، آگاهي بخشي باشد براي بعد! وقت زياد است! و هم او در ميان بحث ها ميگفت كه ملاك افراد نيستند،حق ملاك است و...
* يادم آمد از آن سخن تاريخي مولا كه در ميانه جنگي واقعي، يعني جنگ جمل، آن هم در پاسخ به پيرمردي داده شده بود:«ان الحق والباطل لايعرفان باقدار الرجال، اعرف الحق تعرف اهله، اعرف الباطل تعرف اهله» حق را بشناس، افرادش را ميشناسي!
* اين يعني كلام حضرت مولا را حفظيم و روش و سيره و روح كلام را نگرفتهايم!
* خيابانهاي اصلي شهرها، ستادهاي انتخاباتي، دكه هاي مطبوعاتي و... يكي دو هفته اي است كه مملو از بحثهاي سياسي مردم اند. فارغ از محتواي اين بحثها، آدم اين فضا را كه ميبيند، خوشحال ميشود. براستي جامعه اي كه افرادش گوسفند و مطيع نيستند و «خود» مي انديشند، اين است. انتخابات فرصتي استثنايي براي بالا آمدن سطح فكريمردم، تمرين گفتگوهاي سالم، تحمل مخالف، نقد و... است و بايد آنرا غنيمت شمرد.
* پس از مناظره احمدينژاد و ميرحسين به اين باور قطعي رسيدم كه احمدينژاديها نسخه مقابل اصل اند! براي سطح نازل اخلاق در اين سطح، بايد تاسف خورد. نقدهاي ميرحسين هم بسيار سخيف و واداده بود! بيچاره امام كه امروز كسي از انديشه وحدت و آزادي و اولويتهايش سخن نميگويد و همه فقط عدالت او را خوانده اند و مستمك بازيهاي سياسي شان كرده اند!
* معصوم چه نيكو فرموده است: «ان الاحمق يصيب بحمقه افضل من فجور الفاجر»
* همچنين ببينيد: بازي برد باخت يا باخت باخت؟! / بيانيه مجمع مطالبه مردمي
"امامي كه من ميشناسم" در مسائل مختلف فرهنگي سياسي و اقتصادي، اصول، مباني و مواضع خاص غيرقابل انكار و خدشهاي داشته است كه با توجه به ادعاي پيروي از خط امام توسط همه كانديداها، در آستانه بيستمين سال ارتحال ايشان، مي تواند مقياس سنجش مناسبي در قبال موضعگيريها و برنامههاي ايشان، باشد. اين سوالات از آن جملهاند:
* حضرت امام نسبت به بسياري از سران خائن كشورهاي عربي، مواضعي بسيار تند اتخاذ نمودند و همواره تاكيد داشتند كه در عين اولويت داشتن ارتباط با كشورهاي اسلامي، نبايد منتظر سران آنها بمانيم و بايد بدنه ملت ها را مورد توجه قرار دهيم. با اين حساب، به طور شفاف پاسخ دهيد كه ملاك موفقيت و عدم موفقيت مواضع و اقدامات خارجي چيست و چه اقدامي عزت آفرين خواهد بود؟
* حضرت امام همواره بر ارتباط با مستضعفان غيرمسلمان جهان نيز تاكيد داشته اند و آنان را به بيداري و الگو گرفتن از انقلاب مردم ايران و خارج شدن از زير يوغ آمريكا دعوت كرده اند، بر اين مبنا بفرمائيد كه ارتباط با كدام كشورها بايد در اولويت سياست خارجي ما قرار بگيرد؟
* حضرت امام نسبت به اسرائيل و فلسطين حساسيت خاصي داشتند و همواره خاستار مجازات كشورهايي كه با اسرائيل رابطه برقرار مي كردند بودند و فلسطين را اولويت اول جهان اسلام مي دانستند، نظر شما در اين رابطه چيست و چه برنامه عملي براي اين مهم داريد؟
* حضرت امام، همواره از خطر نفوذ مديران مبهوت در مقابل غرب و باز شدن راه ارتباط با شيطان بزرگ! (دقت كنيد!) تحذير داده و همچنين بر اثر اميدبخش ايستادگي مردم ايران براي مستضعفان سراسر جهان، تاكيد كرده اند، لطفا بفرمائيد شرايط برقراري رابطه با آمريكا را چه ميدانيد و چگونه ايران بعنوان مامن مستضعفان و زنده نگهدارنده احساس امكان مبارزه با ابرقدرتها باقي ميماند؟
* از آنجا كه حضرت امام نيز تاكيد بسيار جدي اي بر قانونگرايي و اجراي قانون اساسي داشتند نظرتان درباره ميزان اجراي اصول هشتم، يازدهم، پانزدهم، چهل و هشتم، صد و پنجاه و چهارم و... چيست؟ برنامه شما براي ارائه لوايح لازم و اجراي آنها كدام اند؟ تخلف از قانون را چگونه بايد كنترل نمود؟
* حضرت امام با نگاه عميق خودشان همواره بر اجتناب از نفوذ روح غرب زدگي در دانشگاهها و مدارس اصرار كرده اند و خواستار ترويج نگاه ديني و آماده سازي علمي و معنوي جوانان براي خودباوري و خوداتكايي شده اند، با اين حساب بفرمائيد كه نسبت با ما غرب و علوم غربي چيست و همچنين راههاي غرب زدايي از معرفت و رفتار ما كدام است؟
* ساده زيستي و درك طعم فقر و بودن در ميان مردم، از مفاهيم پرتكرار در انديشه سياسي امام و نگاه ايشان به حاكم اسلامي است. بر اين مبنا، برنامه عملياتيتان براي جلوگيري از حضور مديران متضاد با اين اصل چيست؟
* طرد جدي دو طيف روشنفكران سكولار و متحجران مقدس نما، همواره مورد تاكيد امام بوده كه به زنده بودن جريان آنان و نفوذشان در دستگاهها نيز توجه داشتند، برنامه شما براي تعريف دقيق اين شاخصها و جلوگيري از ورود چنين افرادي در بدنه دستگاهها كدام است؟
*شبكه هاي خارجي از جمله بيبيسي فارسي، كمر همت به تبليغ كروبي بستهاند و ميرحسين را سانسور كرده اند و از احمدي نژاد انتقاد ميكنند. فتامل!
* خيلي ها از جمله خودم به خاطر برخي مواضع اخير ميرحسين و تيمش خصوصا در مساله سياست خارجي، درباره وي به ترديد افتادهاند(البته فقط ترديد!) و برخي به سوي رضايي و احمدي نژاد گرايش يافته اند. در صورت انتخاب احمدينژاد بايد به نكات زير دقت داشت!
* يكي از ذينفوذان احمدينژادي پس از انتخابات دور قبل مي گفت ما برنامهمان وارد كردن نيروهاي خودمان در دور اول و جايگزيني آنها در دور دوم تا سطوح عالي است! و اين يعني مشاوران جوان و كوتولههاي ديگر در دولت دهم مديركل خواهند شد! كه بعضا البته شدند!
* متاسفانه روند كاري نيز به سمت عدم بهبود اوضاع است و مي دانيم كه از «نيروي انساني ضعيف» نتيجه قوي، حاصل نميشود و اين خود زنگ خطري ديگر است. نقطه ضعفهاي متعدد وي را بايد به پاي همين حلقه تنگ مشاوران و مديران ضعيفي نوشت كه بيشترين سابقه قبليشان دانشجو بودن است!
* يكي از همين دوستان، كه به مدد كار در ستاد انتخاباتي دكتر، به پستي رسيده بود مي گفت بيائيد چند تا تعاوني ثبت كنيد و بودجه ها را بگيريد كه اگر دولت از كفمان رفت زنده بمانيم! گفتمش: من نگران لقمه هاي حرامم!
* يكي از نگرانيهاي راي به احمدينژاد آن است كه وي به دليل روحيه شبه استبدادي خود تغييرات چنداني در رويه انتصابات و مديريت نخواهد داد كه براي«مسائل داخل كشور» ميتواند بحران آفرين باشد.
* اين در حالي است كه مي دانيم «آلترناتيو» او در صورت كاهش اقبال عامه بخاطر مسائل اقتصادي، جريان تندرويي خواهد بود كه چهار سال آينده و پس از كسب قدرت، جريان انقلابي را به آرشيو خواهد فرستاد!
* حمايت از احمدينژاد بايد با توجه به اين «واقع بينيهاي تلخ» صورت پذيرد تا هم «تهديدهاي دولت دهم» در صورت روي كار آمدن او را بهتر بشناسيم و هم «جهت گيري مواضع ما» مشخص تر شود.
* در كنار اينها، بسياري از احمدينژاديها، در صورت انتخاب شدن، بخاطر نداشتن فرصتي ديگر، به هر كاري دست خواهند زد و بعيد نيست كه شاهد اقدامات غلط بيشتري باشيم!
* بايد بدانيم كه راي فعلي به وي يك راي «حداقلي» و از سرضرورت و بخاطر نداشتن گزينه مطلوب است لذا به هيچ وجه نبايد فردي با اين سطح از مسائل متعدد را، بعنوان «نماينده تفكر امام» و «اسوه عدالتخواهي» معرفي كرد تا «گفتمان انقلابي» در صورت عدم موفقيت رضايت بخش دولت دهم، با او به آرشيو نرود و خط و مرزهايش، همچنان، شفاف و قابل تشخيص باقي بماند.
* شايد تشكيل جماعتي از نخبگان مستقل حزباللهي بعنوان رابط با وي و ارائه مشاورههاي گوناگون به او بتواند اين خلا را پر نموده و بخشي از مسائل را مرتفع نمايد كه اين امر وابسته به «خواست جمعي اين نخبگان» و «پذيرش وي» ميباشد. بررسي تحقق اين مساله مهم است چرا كه تجربه نشان داده كه پيش گرفتن روشهاي انتقادي و مطالبات، براي وي، كم فايده است و نمي توان به آنها دل خوش داشت!
خدا رحمت كند مرحورم آسيد علي آقاي سيبويه را كه اينك در حرم خانوم فاطمه معصومه «س» مدفون است و سالها امام جماعت حرم حضرت اباالفضل«ع» بوده است. يكي دو بار به هيئتمان در مشهد آمده بود. به شدت به سيد ها اجر مي نهاد. دست نوجوانان سيد را هم ميبوسيد و به سن و جايگاه خودش نگاه نميكرد. دلداده خانوم فاطمه زهرا«س» بود. سالها پيش در مراسم شب شهادت حضرت حديثي را خواند كه هنوز در گوشم مانده است.
«قال فاطمه الزهرا: من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله الیه افضل مصلحته»
ميگفت اگر مي خواهيد كارتان درست بشود و بهترين چيز برايتان پيش بيايد، اخلاصتان را درست كنيد! كاش معرفت فهم و ديدن اين مساله را داشتم و آن را چشيده بودم. زندگيهاي روزمره، نه زمان تفكري – افضل عبادات و احمزها!- و نه خلوتي و نه تدبر در قرآني برايمان باقي نگذاشته است! آنقدر محو بازي خدمت و نجات انقلاب شدهايم كه اين اصل منطقي از يادمان رفته است:
ذات نايافته از هستي بخش/كي تواند شود هستي بخش؟
همچنين ببينيد: دست خدا را حس مي كرديم / ده ثانيه جلوتر از شهادت
* يكبار گفتند راي آقا، ناطق نوري است و بار ديگر هم از آن، قاليباف استشمام شد و اينك نزديكان و ارادتمندان، همگي!، احمدينژاد را ميفهمند و همگي هم خلاف تاكيدات مكرر رهبري مبني بر مخفي ماندن راي شان و ارائه صرف شاخص به مردم است. اصل اين بازيها، اساسا، نشان دهنده اين است كه شان آگاهي بخشي براي مردم قائل نيستيم و اراده مستقل عمومي را محترم نميشماريم كه مي خواهيم با اين ابزارها به سراغ حريف برويم و دهانها را ببنديم و حتي جاي بررسي را هم باقي نگذاريم لذا در قبال آنان كه راي ما نيستند چنان برخورد منصفانهاي! ميكنيم كه نشستهايم تا اشكالي بتراشيم و مساله اي پيدا كنيم و درباره منتخب خودمان برعكس! كمي به فارس بنگريد!
* چرا همه سياسي شده اند؟ بحث ها ميخواست به اين طرف برود كه راهكارهاي حل مسائل مهم كشور و تئوري هاي اداره اقتصاد و... به ميان بيايند و پرسش شوند ولي الان تنها چيزي كه ميشنويم زد و خوردهاي طرفداران رقبا و دعواهاي سياسي و حمايت اين از آن و فلان گروه از اوست! چرا؟ يعني همه را ترس نابود شدن انقلاب فرا گرفته است؟ تا ديروز شكل و محتواي انتخابات مهم بود و حالا نتيجه؟
* راستي مگر نه آن است كه ما بايد براي رايمان استدلال داشته باشيم و بي غرض همه طرف را ببينيم، پس چگونه دوستاني با انگ راي نياوردن يا جدي نبودن و از اين حرفها، «محسن رضايي» را كه به نظر ميرسد طرحهايي را هم در چنته دارد، براحتي حذف كرده و ديگر اين بررسي هاي ريز و موردي را درباره وي نميكنند؟ كاش چند دليل قانع كننده جز اين تحليلهاي سياسي و تهمتها كه امثال زاكاني طرح ميكنند هم وجود داشت!
* جالب است كه حالا همه سياسيون و بزرگان جناح راست هم مفسر راي ولي فقيه شدهاند و گويي وليشناسان نرفته اند از اين ولايت! چرا كه دوباره شاهد بزرگنمايي فيلم انتخابات و درآمدن كانديداي مدنظر ايشان، از نحوه نوشتنشان هستيم!
* دريغ از ذرهاي طرح شاخص و مبنا! برخي سياسيون چنان اعلام حمايت خود از فلان كانديدا را اعلام ميكنند كه گويي اعلام رايشان حجتآور و آگاهي آفرين است و بل لازم الاتباع!
* در ميانه اين فشارهاي رواني، حفظ انصاف و اخلاق سياسي، بسي سخت است و بنظرم از راي دادن به چه كسي مهمتر و البته تنها راه رسيدن به اصلح.
* به زودي سوالاتم از كانديداها و خصوصا ميرحسين كه دأب ادامه راه امام را دارد، مبتني بر نظرات بنيانگذار ج.ا.ا مينويسم و با مبناي قبول عندالخصم، به مقايسه واقعي دست ميزنم.
*بر اين باورم كه احمدي نژاد بار ديگر چه در دور اول و چه در دور دوم منتخب ملت خواهد بود.
*اگر ميخواهيد به جايي كه در خواب شب هم نميبينيد برسيد، از همينك به فكر كار در ستادهاي دوستان دولتي باشيد! خيليها امروز، در مراكزي مشغول به كارند كه در خواب هيچ كس، چنين جايگاهي با توجه به صلاحيتهايشان تصور نميشد! پس ماجرا را جدي بگيريد و از همينك به فكر باشيد!
*بر خلاف دوره قبل، امروز جيب همه پوسترچسبانان و فعالان ستادهاي سابق و دولتي هاي امروز، پرپول است و اين را از تعداد بنرها و پوسترهايي كه اين روزها، براي جلسات عادي شان هم نصب ميكنند مي توان فهميد! البته از باب ريا هم كه شده، نمونههايي از سبك سابق تبليغي نمايش داده خواهد شد. مطمئن باشيد!
*جالب است كه در اين ميانه، جريانات سالمي هم هستند كه گرچه طرفدار رئيس جمهورند اما از اينان گريزان اند!
* چند سال پيش نوشتم كه بايد در آينده اي نه چندان دور- شايد به همان مقدار كه طول كشيد تا بچه هاي انقلابي و شهيد داده تغيير كردند و البته زودتر از آن!- شاهد فاجعه هايي در نيروهاي مذهبي و دولتي فعلي باشيم كه ناشي از لقمه هاي حرام برآمده از رانت خواري هاي موجه! و غيرموجه يا تضييع اموال عمومي بخاطر بي كفايتي است!
*راستي چرا آدمها هم عوض مي شوند و شعارها و حتي برخي مواضع هم تغيير مي كنند اما ساختارها و روندها، نه!
*چرا در همه دورهها پوسترچسبانان و اطرافيان نزديك و دور و هم گروهي ها و هم مسلكان و فعالان ستادي و حاميان مالي و... به جايي رسيده اند؟ مگر نه آن است كه همگي هم شعار شايسته سالاري داده اند و در ميدان عمل، آنرا با لزوم داشتن نيروهاي معتمد و همسو و تابع! توجيه و تخريب كرده اند!
* آمار مسووليتهاي واگذار شده، وامهاي داده شده، موسسات و شركتهاي ايجادشده، حمايتهاي مادي و معنوي انجام شده، حذف هاي صورت گرفته و خيلي چيزها، كه همگي ظاهر انقلابي و باطن ناصحيح داشته اند را داريم و داريد اما چه كنيم كه مجبوريم بين نيروهاي غيرايده آل انتخاب كنيم!
* جناب روح، كه از اساتيد قابل استفاده مشهدند سخن گهرباري را در باب شاخص صحت عمل اجتماعي دارند. ايشان ميفرمايند اگر ديديد كه پس از آن كارها، حالتان در نماز بهتر است... راستي حال نمازمان چگونه شده است؟!
* به بركت سكونت در ميانه بيوت علما، روزي نزديك منزل آيت الله حسن زاده آملي ايستاده بودم كه ديدم طلبه جوان ترك زباني زنگ منزلشان را زد و استاد هم چون از پشت آيفون صداي ايشان را نشنيدند بعد از ده پانزده دقيقه بخاطر پيري و ملاحظاتي كه براي داشتن لباس مناسب دارند، به سختي، مقابل درب آمدند و من نيز همچون استاد، ناباورانه فقط شنيدم كه آن طلبه گفت: استاد! چند روز قبل از تبريز آمده بوديم و در درستان هم حاضر شده بوديم و حالا آمدم خداحافظي كنم! راستش نميدانستم به حالش گريه كنم يا بخندم! چه بايد ميكردم!
* حديث هشتم اربعين حديث امام به مبحث «عصبيت» اختصاص دارد كه حمايت از متعلقين به خود بجاي حق است! اين عصبيتها چقدر در مباحث سياسي و فكري و حتي گروهي ما جاري است و چقدر آنچه به ما و متعلق به ما وابسته است را حق مي دانيم و از مخالفين، ولو حق بگويند، نمي پذيريم! چقدر گوشهايمان از «همه» شنيدن دارد؟
* پيام چند قسمتي كه از جومونگ ديدم براي من كارايي ساختارهاي اطاعت پذير بود. راستي چقدر در ميان ما اطاعتهاي بعد از آگاهي كم شده است! عاملي كه مهمترين نقش را در پيروزي يك جمع منسجم دارد و اتفاقا اين روزها، شايد بخاطر ضعف اخلاقي پيروان و پيشروان تشكلها، ديگر يافت نميشود! در فاز شخصي، همين بلا را بر سر دين خدا و احكامش هم آورده ايم و اطاعت و تعبد پس از تسليم را فراموش كرده ايم كه حال و روزمان اين شده است.