تبليغاتX
آرمان خواهی

آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید

دوستي داشتم كه به شوخي مرا «علي جمعه» مي‌خواند! مي‌گفت اگر دست انگليسي‌ها خط خورده بود، توي مشهدي، الآن اسمت جمعه بود! اين مساله را بارها براي دوستان مختلف نقل كرده بودم و خندانده بودم‌شان و به تأملي وادارشان كرده بودم تا با اين نكته طنزگونه، بهتر بدانند كه راستي اين مرزهاي دست‌ساز چه مسخره و بي‌رنگ اند!

همه مي‌دانيم كه مثلا از چندين كيلومتر نزديك مرز پاكستان، فرهنگ مردم هم پاكستاني است! از لباس تا لهجه و غذا! و نزديك مرز آذربايجان و نزديك مرز كردستان عراق و جنوب عرب نشين و... و اين مرزهاست كه حالا خيلي پررنگ شده‌اند!

با يك خرمشهري آواره كه اينك مشهدي شده، مصاحبه‌اي داشتم مي‌گفت كه قبل انقلاب بدون ويزا و هيچي، راحت مي‌رفتيم بصره و مي‌آمديم و بصره رفتن‌مان مثل اهواز رفتن‌مان بود! نيم‌نگاهي به تاريخ هم كه مي‌اندازي مي‌بيني اين «بي‌مرزي» را كه حالا اينقدر پوچ اما پررنگ شده است!

به خاطر رفاقت چندين ساله با دهها دوست افغاني‌ام، از اظهارات اخير برخي حضرات نادان و سالها تحمل طعنه، شرمنده‌ام! جامعه وقتي اسلامي نباشد و فرهنگي سلماني كه اقبال لاهوري از آن دم مي‌زند حاكم نباشد، همين مي‌شود كه هست، همه جا هم هست!

«فارغ از ام و اب و اعمام باش / همچو سلمان، زاده اسلام باش!»

آدم خجالت مي‌كشد دلش غصه مي‌گيرد از اينكه هنوز اينطور عقب‌ماندگي‌ها در جامعه هست! حيف!

در همين رابطه اين دو بيانيه ( + و + ) خواندني است.

پ ن:

خواندن اين صحبت قديمي رهبري با هيئت دولت تأمل برانگيز است/ اين كليپ هم ديدني است/ كلا هم در اين سايت عضو شويد و فيلم و صوت هاي دلخواه‌تان را آپلود و دانلود كنيد! ديده مي‌شود!


موضوعات مرتبط: فرهنگي
[ 91/02/21 ] [ 22:46 ] [ alkomx ]

آمريكا از عراق رفت. اينكه تبعات اين مساله چه بوده است، خيلي جاي كار دارد و خواهد داشت. در اينجا فقط به يك مساله جزئي ولي بسيار مهم پرداخته ام و آن جزئي از تبعات اجتماعي حذف رقيب ايران از صحنه تحولات عراق است. اين اتفاق در عين اينكه فرصت‌هاي متعددي را فراهم كرده است، تهديدهايي را نيز در بر داشته است چرا كه بستر پذيرش بسياري از شبهاتي كه در اين سالها، توسط شبكه‌هاي «صهيوسعودي» مطرح مي‌شدند، اينك مهيا شده است!

از جمله مباحثي كه مطرح مي‌شد اين بود كه ايراني‌ها دلشان به حال شما عراقي‌ها نمي‌سوزد و فقط منافع اقتصادي سياسي خودشان را مي‌خواهند! حالا كه آمريكا نيست خيلي راحت مي‌توان «ايران‌هراسي» كرد. يادم هست همان ايام خروج آمريكا، يعني يكي دو ماه پيش، تيتر ميزگردهاي الجزيره و العربيه، مثل يكديگر و اين بود: «آيا آمريكا عراق را براي تسلط ايران ترك مي‌كند!؟»

فشار آوردن بر مسؤولان و همه شخصيت‌هايي كه به ايران نزديك باشند حالا بيشتر امكان تحقق دارد و نوعي انفعال و تهديد را در پي داشته است! نشانه‌هايي از اين مساله هم‌اينك نيز در جامعه عراق بروز كرده‌اند كه جاي طرحشان نيست. ابعاد اين مساله بسيار گسترده است و بايد براي آن تدبيرهايي هوشمندانه داشت.

البته مجموعا فرصتهاي اين خروج بسيار زياد است و مي‌توان گفت كه پس از چند دهه، تازه عراق دارد به نقش آفريني در امت اسلامي برمي‌گردد و اين مهمترين مساله امروز عراق است.

پ ن:

* دوستي هندي خيلي خوب مي‌گفت: دشمن خيلي خوب و بهتر از همه مي‌داند كه ساختن سلاح هسته‌اي براي ايران، با توجه به حكم تحريم رهبري براي آن، به معناي فروپاشي همه مشروعيت ولايت و جمهوري اسلامي است. آنها بهتر از ما شيعه و ساختار آن را مي‌شناسند و مي‌دانند كه فتواي ولي مانند سخنان آنها نيست كه هر روز بتواند عوض و انكار شود.

* نشريه‌اي تخصصي و خواندني دارد شروع به كار مي‌كند براي كانونهاي مساجد كل كشور، نمي‌دانم چطور مي‌توان آن را به دست آورد، ولي از دستش ندهيد! اين وبلاگش است: http://kanonmag.blogfa.com/

* توصيه آيت‌الله بهاء ‌الديني به شاگردانش: مدام خود را محك بزنيد. ميزان و محك شما نماز است. اگر ميخواهيد بدانيد نماز شما مورد قبول است يا نه، ببينيد نمازتان جلوي دروغ و منكرات و صفات رذيله را مي‌گيرد يا نه؟!

* اين جمله اخير رهبري هم خيلي جايت توجه دارد:«تا يك كشور اقتصاد خود را قوى نكند، پايدار نكند، متكى به خود نكند، مستقل نكند، نميتواند از لحاظ سياسى و فرهنگى و غيره تأثيرگذار باشد.»


موضوعات مرتبط: سياسي
[ 91/02/09 ] [ 23:33 ] [ alkomx ]

فرهنگ، زيرپوست جامعه است مانند دين كه براي عامه، نقش موسيقي متن فيلم را دارد و از همين روست كه هر آنچه به اين مقولات مربوط باشد -تبعاً- نقش محوري و ضريب اصلي نمي‌گيرند! از همين روست كه كار فرهنگي و كار آن دسته از روحانيوني كه اهل كار فرهنگي‌اند، در اذهان خيلي‌ها روشن نيست. حتي برخي، خودشان نيز تحت تاثير جو اجتماع، در باب كاركرد خودشان مشكوك مي‌شوند حال آنكه اگر جامعه، محفوف به دنيا و مسائل آن نبود و غفلت، جامعه را برنداشته بود، فرهنگ و تربيت و اخلاق و معنويت و اين قسم موضوعات نقشي محوري و مهم داشتند.

اگر حوزه و حوزويان، حقيقتا به همين كاركرد خويش باور داشته باشند، دچار قياس‌هاي اثربخشي خود با ساير صنوف و تحصيلكردگان اجتماع نمي‌شوند و مخلصانه، مسير خويش را در جهت اصلاح نفوس جامعه تدوام مي‌دهند هر چند بايد سعي كنند اهميت مساله و نيز كاركرد مثبت خويش را براي جامعه تبيين و اثبات كنند.

در ادامه همين نگرش اجتماعي است كه فعالان تشكلهاي فرهنگي نيز چه خودشان و چه ديگران، نگاهي ترديدي مي‌يابند و ماهيت و اثربخشي خود را مورد سوال مي‌يابند حال آنكه خصوصاً در شرايط فعلي كه حاكميت مدرنيته و رسانه، به اوج خود رسيده است، حلقه‌هاي ناب و فضاهاي سالمي كه در اين تشكلها وجود دارد، يكي از موثرترين راهكارهاي تربيت نيرو و حفظ خويشتن است.

چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه جمع‌بندي صحيح از جايگاه تشكلهاي فرهنگي و مسجدي، فارغ از درك اجتماعي كه از آنها وجود دارد، قوت قلبي براي فعالان آنها و موتور محركي براي تدوام حركت آنان خواهد بود هر چند بايد براي تبيين اجتماعي كاركرد اين مراكز تلاش رسانه‌اي و فرهنگي صورت گيرد چرا كه صبر و اراده‌ها انسانها متفاوت‌اند. و الله المستعان


موضوعات مرتبط: فرهنگي، تشکیلاتی
[ 91/02/03 ] [ 8:47 ] [ alkomx ]

در باب حجاب سخن بسيار مي‌توان گفت ولي در اين مجال، مختصرا اشاره‌اي مي‌كنم به موضوعي كه ذهنم را درگير خود كرده است و آن اينكه اگر حجاب در ايران آزاد شود، آيا وضعيت ما نيز مانند هند يا سوريه يا اندونزي خواهد بود يا اوضاع بدتري در پيش است؟! بنظر مي‌رسد مسائلي در ايران هست كه در آن جوامع كمتر است و به همين دليل، اوضاع بسيار بدتري خواهيم داشت و آنچه اينك، گوشه‌اي از آن در تهران مشاهده مي‌شود در حدي گسترده‌تر فراگير خواهد شد!

ديني بودن دولت و حكومت در ايران، كه در كشورهاي ديگر اينچنين نيست، يكي از عوامل مؤثر در اين وضعيت‌ است چرا كه از طرفي مسائل و نقايص متعددي موجودند كه همگي ناخودآگاه با ديني بودن حكومت پيوند مي‌خورند و نوعي معارضه با دين و كينه‌ورزي ايجاد مي‌كنند و در سوي ديگر نيز آنان كه به دنبال آزادي مطلق‌العنان‌اند و ديني بودن دولت را مانع آن مي‌بينند، نيز عكس‌العملي تند خواهند داشت.

چندي پيش،‌يك جوان هندي كه مرا در فيس بوك يافته بود پرسيد: چرا وضع اخلاقي جوانان ايراني حاضر در اينجا -بنگلور هند- اينقدر خراب است؟! چرا عليه ايران و دين اسلام هستند!؟ اين تنها يك نمونه از فنري است كه فرصت باز شدن يافته است.

اينها نشان مي‌دهد كه هر چه بر سر اصلاح روندها، انتقاد از مسوولان، ‌نظارت بر عملكردها و... صورت پذيرد كم است، چرا كه تبعات ناكارآمدي آنان بر طيفي گسترده از جامعه، مي‌تواند آنان را به طيفي دين‌گريز كه اقليت هستند ملحق نمايد! البته مي‌توان گسترش سطح سواد و تحصيلات عالي كه زمينه‌ساز پذيرش بيشتر فرهنگ غرب بوده و صدالبته ضعف نظام تربيتي در ج.ا.ا را نيز از ديگر عوامل وجود اين استعداد بالقوه برشمرد. البته اصل مراعات حجاب، عامل سلامت بسيار بيشتر جامعه فعلي ايراني در كنار ساير جوامع است.

پ ن:

1. بچه كه بودم مستند عجيب سفر به ماوراء (قسمت 1 و 2) را ديده بودم و حال مي‌دانم كه اينها از قدرت نفس ناطقه است كه در جهت پوچ استفاده شده است! گرچه بخاطر قديمي‌بودن كيفيت خوبي ندارد ولي قابل ديدن است.

2. اين جملات پدرانه و اما انتقادآميز رهبري در ابتداي سال از سايتهاي جوانان انقلابي خودش جاي خجالت و تامل دارد، ندارد؟ «اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى «متأسفانه» موجب شده است كه افراد «بى‌محابا» عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند...»


موضوعات مرتبط: فرهنگي
[ 91/01/23 ] [ 23:49 ] [ alkomx ]
سال گذشته هم در همين ايام، يعني پس از تعطيلات مفصل نوروزي! در باب مسائل اجتماعي نوشتم، خصوصا در باب روستا! امسال نيز به سبب تجربه گرانسنگ نزديك شدن به جامعه و مشاهده مشاركتي روستا و... دغدغه ذهني‌ام مسائلي است كه نسل جوان ما با آن دست به گريبان است.

اينكه چرا نسل جديد كه پدر و مادرهايي معتقد و نسبتا پايبند دارند و پس از انقلاب متولد و تربيت شده‌اند، دين‌گريز شده، پاسخ‌هاي متعددي دارد. جنبه سلبي اش آثار مدرنيته است و دهها مساله ديگر و در طرف خودمان و نقايص ما هم سخن بسيار است. اما در اين سوي، اساسي‌ترين مشكل چيست؟! چه چيزي كم داشته‌ايم كه دينداري ما اينطور در مقابل مدرنيته كمر خم كرده و دستها را بالا برده است؟!

به زعم حقير، مهمترين مساله را بايد در فقه محور بودن حوزه‌هاي علميه جستجو كرد با اين توضيح... دينداري جامعه تابع مبلغان آن جامعه است و مبلغان اين جامعه، متربيان حوزه‌هاي علميه‌ فقه محور اند. حال،‌با توجه به تغييرات جديد و «شكاك» شدن نسلي كه ديروز «پرسشگر» بود و قبل از آن «متعبد»، ديگر اين بعد از دين ياراي دوام ندارد و توان رويارويي با ساحت، سبك زندگي و شبهات موجود در آن نيست و بايسته بوده است كه دو بعد غني و اصلي دين يعني باورها و اخلاقيات به ميدان مي‌امدند تا طعم زيباي شريعت نيز در پرتو آنان ديده مي‌شد.

دين مورد نظر حوزه فقهي، «رساله» است و رساله را ظرفيت مقابله با اين طوفان نيست. حال اگر حوزه به گنجينه معارفي و سيره اخلاقي پر از درر دين اصيل دست زند و آن را سرلوحه رويكرد تبليغي خويش قرار دهد خواهيم ديد كه در همين زمانه غربزدگي، كارايي و اثربخشي خود را بازخواهد يافت.

* پ ن: امسال در باب روستا همين را بگويم كه به اين نتيجه رسيده‌ام چقدر توليد سرگرمي سالم ضروري است! و چقدر سرگرم كردن مردم در روستاها مهم است... 
موضوعات مرتبط: تربیتی، معرفتی
[ 91/01/14 ] [ 22:52 ] [ alkomx ]

پيرزني نوراني و دوست‌داشتني بود. از كودكي، صندوقچه‌هايش را كه انواع شكلات و  بيسكويت از آنها بيرون مي‌آمد را دوست مي‌داشتم. بزرگ‌تر كه شدم و امكان مقايسه رفتارها را بهتر يافتم دانستم كه محبت نه صفتي براي او كه «همه» او بود. روحيات بيرجندي‌هاي قديمي را داشت و در ظاهر بسيار تعارفي بود ولي واقعيت اين است كه حاضر نبود كوچكترين زحمتي را حتي به فرزندان خودش بدهد...

گرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت ولي هزاران بيت شعر محلي در حافظه داشت...

او براي من، نماد ارزشهايي از سنت فرهنگي تاريخي ايرانيان بود كه «اينك» كمتر يافت مي‌شوند! محبت وصف ناشدني به همه، ملاحظه بسيار و مراعات عدم رنجش مردم، حساسيت زياد به مديون نماندن به كسي ولو به اندازه يك ده توماني، حساس بودن بر صله رحم و پيگيري احوال آشنايان و... همه و همه اين نوع رفتارها كه همگي مصداق مردم‌داري و اخلاق حسنه بودند، در كسي كه سواد خواندن و نوشتن هم نداشت براي من مشير به اين نقطه بود كه فرهنگ گذشته ما مملو از اخلاقهاي حسنه تثبيت‌شده است كه دارند كم‌كم از بين مي‌روند...اخلاقهايي كه در بيسوادها نيز بروز مي‌يافتند اما اينك در تحصيل‌كرده‌ها هم ديده نمي‌شوند!  

مادربزرگ مهربانم، امروز دار فاني را وداع گفت و ما را در ميان خاطرات خوش فراواني كه از او داريم تنها گذاشت. هيچ‌گاه نمي‌توانم حس محبت‌هاي او را از ياد ببرم ... براي شادي روح اين مادر مهربان بخوانيد: بسم‌الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب‌العالمين الرحمن‌الرحيم مالك يوم الدين اياك‌نعبد و اياك نستعين اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم و لا الضآلين.


موضوعات مرتبط: فرهنگي
[ 90/12/28 ] [ 20:2 ] [ alkomx ]


آن روزها در سال 2000 كه با ورود آريل شارون – قصاب صبرا و شتيلا- به صحن مسجدالأقصي انتفاضه موسوم به انتفاضه مسجدالأقصي شكل مي‌گرفت گذشت و رفت!

اين روزها، در سال 2012، يهوديان، اينچنين وقيحانه به صحن داخلي مسجد الأقصي هجوم مي‌برند و كسي ككش هم نمي‌گزد و شوري در ميان فلسطيني و عرب و حتي ايراني به پا نمي‌خيزد!

اين روزها، اعتصاب غذاي جوانمردانه 66 روزه خضر عدنان، حتي به گوش ما هم نمي‌رسد!

اين روزها سرمان گرم خودمان است! فارغ از مرزهاي ايماني جغرافياي وطن توحيدي‌مان!

و به دور از نشانه‌هاي الهي آيات قرآن‌مان و سرزمين‌هاي مبارك و مساجد متبرك‌مان!

شايسته نيست كه بگوئيم صد رحمت به آن روزها و واي بر اين روزها؟!

نصرالله در آن خطاب شورانگيزش مي‌گفت كه در روز قيامت، بي‌شك از ما درباره قدس سؤال خواهند كرد! از ما بپرسند چه مي‌گوئيم؟!

* پ ن: ببينيد اينها را: آخرين اخبار كاروان جهاني الي بيت المقدس/ آخرين فيلم‌ها و كليپ‌هاي اين كاروان/ سايت انگليسي بخش آسيايي اين كاروان/ كليپ مؤتمر قدس لبنان/ و alquds.ir

- يكي از علما نقل مي‌كردند: يك نفر كه مسلمان شده بود به من مي‌گفت علت اسلام آوردن و شيعه شدن من آن آيه قرآن بود كه مي‌گويد: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ...» و من چون ديدم كه بيشترين دشمني و ترس يهوديان از شمايان است، دانستم كه شيعيان مصداق مؤمنان در اين آيه‌اند.


موضوعات مرتبط: سياسي
[ 90/12/15 ] [ 17:14 ] [ alkomx ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بنام قادر متعال!
- بزرگواری کرده و فضای نسبتا جدی وبلاگ را تحمل کنید چرا که قصدم این است که به دور از فضای رایج وبلاگ نویسی، جز مباحث جدی را مطرح نکنم، ببینیم می شود یا خیر!
- درباره موضوعات مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي، تربیتی و... صرفا تاملاتي كوتاه ... اگر تامل باشند را مي‌نگارم.
- بخش ديگرنوشت، به مصاحبه هاي خودم و همسرم با اساتيد و رزمندگان و... اختصاص دارد و بخش ترجمه به ترجمه‌هايي كه بعضا از عربي يا انگليسي انجام مي‌دهم.
- لينكهاي وبلاگ را به مطالب برگزيده ساير سايتها -عمدتا عربي و انگليسي- اختصاص داده‌ام.
با نظرات خود، راهنمايي ام كنيد. يا حق
لینک های مفید
امکانات وب