تبليغاتX
آرمان خواهی
آرمان خواهی
دست نوشته های یک جوان آرمان خواه

* فمينيزم بروزهايي دارد كه همگان متوجه آن هستند مانند بروز تقاضاي فرصت‌هاي ورزشي، فرهنگي، سياسي و... كاملا برابر با مردان و كاهش علاقه به ازدواج در دختران و... اما لايه خاكستري و كمرنگ آن، بخشي از بدنه مذهبي را نيز درگير خود كرده است كه روح فمينيستي دارد اما كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرند و آن «عدم احساس رضايت زنان مذهبي از صرف انجام وظيفه همسري و مادري است» و بروز آن در تمايل به ادامه تحصيل و كسب فرصت شغلي يا فعاليت اجتماعي است كه البته طبعا اينها وقتي بالاتر از جايگاه همسري و علايق مادري قرار مي‌گيرند نشانه يك مرض و درد مزمن اند و نه در همه حالات!

اين افراد عمدتا نمي‌توانند وقف خود به همسر و خانواده را ارضاء‌كننده خود بيابند و معناي احاديثي چون «جهاد المرء حسن التبعل» را فهم و توجيه نمايند! اينها كه گفته شد نافي رشد معرفتي علمي زنان نبوده و بيشتر به وجود اين بعد سلبي اشاره دارد تا نفي بعد ايجابي! (همچنين ر.ك به زن آنگونه كه بايد باشد، استاد اصغر طاهرزاده)

* استاد گرانقدر جناب عباسي ولدي در هيئت اباعبدالله الحسين قم بحث زيبايي داشتند در باب اينكه براي رشد معنوي نبايد الزاما به دنبال نسخه‌هاي عجيب و اعمال خاص باشيم و ضمن تاكيد بر «سهولت برٌ در دين» به چند مصداق از«برٌ مغفول» اشاره كردند و در ميان آنها موضوع «برٌ به والدين» را باز كردند كه تذكري بود شنيدني!

* دوستي تعريف مي‌كرد كه يك نفر از روستايي در لرستان با ايشان تماس گرفته و گفته است: «شماره شما را شانسي گرفتم، آيا شما در قم هستيد؟ و چون پاسخ را مثبت يافته پرسيده است: با دوستم چند اثر باستاني و چندين سكه‌ قديمي يافته‌ايم، شرعا مي‌توانيم بفروشيم‌شان؟ به پولش محتاجيم!» و دوست‌مان هم از روحاني محترمي سوال كرده‌اند و پاسخ داده‌اند كه حكم گنج آن است كه چون خمس‌اش را بدهي مال تو مي‌شود! عجيب است! نمي‌دانم تا كي حوزه‌ها و بسياري از مراجع مي‌خواهند از نگرش حكومتي به دور بمانند و مثلا در همين مصداق، آثار باستاني كشور را به قاچاقچيان تقديم كنند! البته سازمان ميراث فرهنگي بايد مصوبه‌هاي تشويق‌آميزي براي اين يابندگان داشته باشد تا يابندگان،آنها را به ثمن بخس حراج نكنند و به حكم شرع اقدام!

* همچنين ببينيد: پاسخ عملي به شبهه جذب گزيده كتاب انقلاب اسلامي و نهضت هاي اسلامي اثر دكتر كليم صديقي / اين سايت اينترنتي چند زبانه پيرامون جهان اسلام را : http://www.unified-ummah.com/

ارسال در تاريخ 88/11/17 توسط alkomx

در سالهاي اخير و به بركت هجومي كه بدنه انقلابي كشور از ايام دوم خرداد در قبال انديشه ناب ديني احساس كرد جريانات متعدد و عميق‌تري در ميان حزب‌اللهي‌ها شكل گرفتند كه توجه به حوزه مطالعات ديني و علوم انساني از جمله بازتاب‌هاي اين فرآيند بود- كه پيش تر  به برخي آفات آن اشاره شده است.

طبعا از جمله مسائل مهمي كه بايد در فرآيند حركت از انقلاب اسلامي به سوي تمدن اسلامي مورد توجه قرار گيرد «فرآيند گذر از مدرنيته» به عنوان روح حاكم بر جهان فعلي است. اين حاكميت به نحوي است كه خود را در عرصه‌هاي مختلف بروز داده است: از عرصه سياسي و تجلي در قالب انتخابات و... تا عرصه‌هاي اقتصادي و فناوري و فرهنگي هنري!

آنچه در طراحي و مهندسي كلان مساله لازم التوجه است داشتن نگرشي عيني براي اين گذار مي‌باشد. نگرش‌هاي فرديدي يا «نفي كلي غرب»، گرچه در موشكافي تفكر مدرن افق‌هاي روشني را پيش روي جامعه ايراني نهاده‌اند اما همواره در معرض اين اتهام بوده‌اند كه به بن‌بست منتهي مي‌شوند چرا كه براي «حال» برنامه‌اي ندارند و حداكثر به نفي رقيب پراخته يا سخن از آينده‌اي موعود مي‌دهند.

چه به اين مبنا معتقد باشيم و چه خير بايد براي فرآيند تغيير وضع موجود به وضع مطلوب، برنامه عملي نيز داشته باشيم. به زعم حقير آويني گرچه گرايشات فرديدي داشت اما با حضور آگاهانه و عميق و مخلصانه، توانست به تعبير خود خرق حجاب تكنولوژي كرده و راهي نوراني را در عمل بگشايد و عملا ابزار را در جهت غايات الهي مورد استفاده قرار دهد.

يكي از آفات جدي ضريب گرفتن و گسترش نگرش نفي كلي، عدم حضور بدنه متعهد و انقلابي، در فعاليت‌هايي است كه منجر به دستاوردهايي چون انرژي‌هسته‌اي، سلول‌هاي بنيادي رويان، فناوري نظامي و... مي‌شوند چرا كه خود را عملا عامل دست تمدن غربي مي‌پندارد كه اين مي‌تواند يك خطر باشد...

هر چند به نظر مي‌رسد تفكر رهبران انقلاب اسلامي، با گرايش نفي كلي قابل جمع نيست اما در هر صورت، ايشان به درستي، يافتن عزت و اقتدار كشور را در گرو دستيابي به رشد علمي و شكوفايي اقتصادي و فرهنگي كشور دانسته و با ظرافت و هوشياري، تكنولوژي را به خدمت اهداف نوراني انقلاب درآورده‌اند و از همين رو بر لزوم ورود جدي آحاد جامعه به عرصه رشد فناوري تاكيد كرده‌اند.

بنابراين، در عين اينكه بايد فضاي آزاد فكري براي طرح انديشه‌هاي گوناگون وجود داشته باشد، مديريت كلان آن و همچنين پيش‌بيني نتايج و تبعات هر انديشه در ساختار كلان كشور، مهم و چه بسا حياتي است كه بايد مورد توجه برنامه‌ريزان كشور قرار گيرد.

*پ‌ن: بعد از ديدن فيلم ژرمينال 1993 حس بدي داشتم كه چنين قلمي شد: چرا ناموس خلقت بر اين ظلم تاريخي پايدار! پايان نمي‌دهد؟! تمدن مدرن بر چه خون‌ها بنا شده و حال در دوره حماقت مدرن!، چه وقيحانه، عشوه‌گري مي‌كند! كشورهاي صنعتي، زيور از خون بيچارگان نمايانده‌اند! راستي چرا كسي كشتار روزانه امروز و ديروز فقراي اقتصادي و فرهنگي در كارخانه‌هاي انسان‌سوزي را نمي‌بيند اما وقايعي چون كشتارها و هولوكاست‌ها به چشم همه مي‌آيد؟! چرا كسي روضه مكشوف اين تراژدي عميق را نمي‌نويسد؟! حقا كه تاريخ معاصر دنيا ننگ‌نامه انسانيت و حقوق بشر، جك گريه‌آور غرب است!

ارسال در تاريخ 88/11/10 توسط alkomx

كشورهاي دوپايتخته يا يك پايتخت و يك شهر مهم بسياراند بدين معنا كه مراكز مهم اداري‌شان در دو شهر متمركز شده‌اند كه نزديك‌ترين‌هاي‌شان عربستان است با رياض و جده و تركيه با آنكارا و استانبول! اين اشاره صرفا يعني امكان چنين امري! به زعم حقير-والبته بدون داشتن نگاهي جامع ومانع-درباره كشور ما نيز به چند دليل بايد چنين اتفاقي رخ دهد:

الف-مسائل شهري:

تهران از نظر مسائل شهري قفل شده است و با وجود بلعيدن بودجه فراوان، نارضايتي ناشي از ترافيك و آلودگي هوا و گراني و مسافت‌هاي دور و ... هر روز بيشتر مي‌شوند. دليل اصلي‌اش هم معلوم است: همه مراكز مهم كشور و شغل‌هاي نان و آب دار در تهران اند و هر كس براي رشد در سطوح بالا يا درآمد خوب، مجبور است به آنجا برود! البته راه حل ريشه‌اي اين مساله در توجه به ساير شهرها و روستاهاست.

ب-مسائل امنيتي:

خداي نكرده تصور زلزله‌اي مثل آنچه در پورتوپرنس با جمعيت اندكش رخ داد براي تهران يعني فاجعه انساني!، از اين گذشته كوچكترين درگيري و آشوب به ايجاد بحراني كشوري و تعطيلي همه مسائل مي‌انجامد چنانچه در مسائل اخير ديده‌ايم كه اين يك آسيب و اضرار بيخود به كشور است كه دشمنان نيز به اين پتانسيل تهران مريض پي برده‌اند و از ان بهره‌برداري مي‌كنند!

ج-مسائل فرهنگي:

از لوازم شهر مدرن و انسان‌سوزي چون تهران، گسترش فساد و رخت بربستن معنويت و ايجاد خرده‌فرهنگ‌هاي خاص غربي است كه ايجاد شهر اسلامي و تربيت انسان در بستر جامعه ديني را دشوار يا غيرممكن مي‌كند و اين تغيير فرهنگي، خود را در ساختارهاي سياسي و اقتصادي نيز نشان مي‌دهد.

د-مسائل اقتصادي:

اصل حذف تمركز از تهران مي‌تواند بودجه‌ها و سرمايه‌گذاري ها را به بخش ديگري از كشور كه شهر دوم در آن متمركز است بكشاند و اين خود، به ايجاد توازن اقتصادي و حتي آمايش سرزمين در كشور كمك مي‌كند. لذا ايجاد پايتخت دوم به نحوي كه برخي از امور مهم اداري كشور و بودجه‌ها و... به آنجا منتقل شود مي‌تواند علاوه بر رفع برخي مسائل فوق، گره كور شهر تهران را نيز اندكي باز كند! ان شاء الله

پ‌ن: 1.پيگيري مسائل مهم جهان اسلام و شناسايي شخصيت‌هاي بين‌المللي اين حوزه و رصد اتفاقات خاص مناطق مختلف، از اين پس در سايت چندزبانه امت واحده ميسر است. ببينيدش!

2. چنانچه در روايات آمده، جنگ امام عصر«عج» با دجال آخرالزمان است. اگر به توصيفات دجال مراجعه كنيم، مصداق آن را رسانه‌هاي جديد مي‌يابيم. . . رسانه، رسانه، رسانه... فتأمل!

ارسال در تاريخ 88/11/05 توسط alkomx

مرحوم دكتر كليم صديقي، انديشمند سني مذهب مقيم انگلستان، از جمله مبلغان انقلاب اسلامي در خارج كشور است كه شايد به تنهايي معادل همه دستگاههاي تبليغي ما در خارج براي ما كار كرده باشد و استاد گرامي سيد هادي خسروشاهي او را به ما شناسانده است. گزيده اي از نكات مهم اين كتاب بدين شرح اند:

-          انسان غربي با پذيرش حدي پائين از خداپرستي  و ساير مراسم مذهبي به عنوان يك زيربناي فرهنگي در جامعه‌اي غيرديني، بين مذهب و كفر آشتي برقرار نموده است...

-          اكنون جهاني شدن كفر كامل گرديده و لحظه آغاز مبارزه اسلام با رهبري جهاني كفر فرا رسيده است. من معتقدم كه انقلاب اسلامي در ايران اولين شكست به دست اسلام از آغاز جهاني شدن كفر است به شكل تمدن غربي!

-          اگر انقلاب اسلامي ايران يك رويداد ايراني و با هدف سرنگوني نظام حاكم بود، ابرقدرتها تمام قواي شان را براي سرنگوني آن بسيج نمي كردند.

-          توده‌هاي مسلمان به نحوي امروز دريافته‌اند كه انقلاب اسلامي راهي براي رهايي از سلطه كفر به آنها ارائه و عرضه مي دارد.

-          هيچ حادثه و مبارزه‌اي در طول تاريخ اسلام و استكبار جهاني، كفر را به اندازه انقلاب اسلامي در ايران به وحشت نيفكنده است.

-          آنچه را كه امروز سنت پيامبر ناميده مي شود شايد بتوان «روش انقلاب اسلامي» يا چگونگي شكست كفر با بكارگيري نيروي انساني و منابع محدود ناميد.

-          دستاوردهاي انقلاب اسلامي عبارتند از : 1. شكست كامل كفر در همه ابعاد نظامي سياسي اقتصادي 2. تاسيس يك نظام و حكومت اسلامي با ارشاد يك رهبر 3.تبديل جامعه جاهلي به يك جامعه اسلامي 4.پيگيري آشتي ناپذير جنگ عليه دشمنان داخلي و خارجي اسلام.

-          حضور علما و مردم در صحنه، عوامل اصلي پيروزي انقلاب اسلامي بودند.

گزارش كميته اول: ريشه هاي انقلاب اسلامي در قرآن و سنت

-          تعريف انقلاب اسلامي: حركت امت مسلمان براي جايگزيني نظام غيراسلامي با نظام اسلامي

-          برخي دلايل موجود بر وجوب انقلاب اسلامي:

الف) قرآن مثل آيات انفال60 – نور 2 – مائده 38 و... چرا كه هيچ كدام از احكام اسلامي بدون داشتن حكومت اسلامي قابل اجرا نيستند.

ب) اسلام يك نظام كامل سياسي اجتماعي اقتصادي نظامي است كه اجراي آن منوط به داشتن حكومت است

ج) مردم براي زندگي به قانون محتاج اند و حق قانونگذاري از آن خداست كه مسلمين بايد با تشكيل حكومت، آنرا اجرا كنند

د) آيه اولي الامر ما را به اطاعت از حاكماني كه به سمت خدا ببرند و عالم به دين باشند رهنمون مي‌سازد.

-          ريشه هاي انقلاب اسلامي در قرآن و سنت:‌ 1- وحدت امت مسلمان -2- احياء جهاد،‌شهادت طلبي و... -3- احياء مقاومت در برابر كفر و استعمار و... -4- احياء احساس تكليف در برابر فرايض امر به معروف و نهي از منكر

گزارش كميته دوم: دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران

الف) احياء جهاد عليه كفر داخلي و بين المللي و روحيه مبارزه با ابرقدرتها

ب) ايجاد كشور اسلامي به رهبري يك امام

ج) نابودي طبقه غربزده و جايگزيني آنها با علماي دين

-          ساير دستاوردها: 1. انسجام بخشي به خود بدون اتكا به افكار ديگر و با اتكا به چهارچوبهاي اصيل اسلامي 2.بسيج كردن توده مسلمانان جدا از اختلافات قومي و مذهبي 3. سمبل شدن پيروزي اسلام بر كفر غرب 4. نهادسازي هاي جديد در داخل انقلاب مثل سپاه و جهاد و... 5. تبديل جامعه فاسد به باتقوا و...

گزارش كميته سوم: موقعيت تاريخي مرحله بعد از استعمار جهان اسلام

-          مسائل امروز امت اسلامي: 1. نداشتن شناخت مذهبي و معلومات عمومي 2. عدم وجود علما به تعداد و كيفيت كافي در جهان 3.تقسيم امت به بخشهاي مختلف و...

گزارش كميته چهارم: تاثير انقلاب اسلامي بر نهضت جهاني اسلام

-          امت به مجموعه مسلمانان جهان گفته مي شود و نهضت اسلامي مجموعه ان دسته از اعضاء امت است كه در راه خدا مي جنگند

-          انقلاب اسلامي الهام بخش اعضاي عادي سازمانهايي گشت كه تاكنون مدعي اسلام بوده اند ليكن در واقع ياور كفر بوده اند!

-          رهبري: امام خميني در همه جاي امت پذيرفته شده و بديهي است

-          روش: انقلاب اسلامي يك راه عملي جهت پياده كردن روش پيامبر در عصر جديد ارائه نموده است.

-          نقش علما: احيا شد و در همه جا مردم، دوباره به انها مراجعه مي كنند و انهايي كه از انقلاب ايران حمايت كردند محبوب تر شدند

-          دانشجويان و جوانان: امروز دانشگاهها در سراسر جهان به مركز فعاليت هاي نهضت هاي اسلامي بدل شده است

-          مسائل جهاني: انقلاب اسلامي بحث ها را از سطح جزئي به كلان آورد و هدف حملات را عليه كفر جهاني مشخص نمود.

-          تبليغ انقلاب اسلامي به صورت شيعي ايراني بود و اكثريت جهان اسلام نه شيعه و نه ايراني بودند! لذا ما ابتدا ريشه هاي انقلاب ايران را كه اسلامي بود به دو سطح اوليه شامل قرآن و سنت رسول و ثانويه شامل ايراني شيعي تقسيم كرديم تا قابل انتقال به جهان اسلام شود.

-          اكنون ايران به صورت آهنرباي افكار سياسي و جهان بيني تمام مسلمانان قلمداد مي گردد.

-          جنگ تحميلي براي انهدام حكومت اسلامي طراحي شده بود كه ناكام ماند اما هدف پليدتر آنها از تحميل جنگ، كاهش اعتماد مردم ايران نسبت به رهبري و سيستم سياسي تاسيس شده پس از انقلاب بود.

-          جهان بيني انقلاب اسلامي، ‌آنگونه كه توسط نوشته ها، سخنان و پيامهاي امام خميني بيان شده است روشن ترين تبيين شرايط تاريخي معاصر و نحوه ايجاد تغيير در آن مي‌باشد اما ما هنوز رسانه‌اي براي رساندن پيام امام به تمامي بخش هاي امت اسلامي ايجاد ننموده‌ايم.

-          مهمترين جنبه انقلاب اسلامي ايران، نمايشگري بازگشت قدرت سياسي اسلام است.

-          انقلاب اسلامي چهار مرحله دارد: 1. ظهور رهبري متقي مخالف نظام حاكم  2. بسيج توده هاي مردم تحت عنوان حزب الله  3. پيروزي بر دشمنان داخلي و خارجي و نفي حكومت قومي و برقراري حكومت اسلامي  4.اداره جنگ‌هاي تحميلي و ...

-          اين مفهوم كه قدرت سياسي پيامبر اكرم بايد به طور كامل به حكام پيرو وي واگذار شود پيوسته در انديشه اهل تسنن روشن بوده است.

-          علماي سني به دنبال كسب وجهه و امنيت فلذا رابطه دوستي با حكام بودند و حتي طرفداران حسن البناء و ابوالاعلي مودودي هم به دنبال حفظ وضع موجود و همراهي با آل‌سعود و تبعا برخورداري از حمايت مالي آنها بودند!

-          سازش مكتب تسنن با ملوكيت و اخيرا با انديشه سياسي غرب سرنوشت سياسي تمام امت را ويران كرده است!

-          شدت و خشونت امام نسبت به كمونيسم به طور مساوي نسبت به دموكراسي اجتماعي و كاپيتاليزم هم به كار مي رفت.

-          امام، تعقل ديني را به زبان قابل درك براي همه سطوح و مذاهب مطرح كردند.

-          ملاك عملي وحدت امت تلاش در جهت تشكيل حكومت اسلامي است.

-          تنوع روشها و اشكال مختلف حضور مسلمانان در نهضت اسلامي شان در نقاط مختلف جهان، نقطه قوت ايشان در مواجهه با غرب است.

 

ارسال در تاريخ 88/11/01 توسط alkomx

چشمان‌مان را ببنديم و چنين ايامي را در سال گذشته به ياد بياوريم! آيا كسي باور مي‌كرد چنان انرژي متراكم و پرشوري در بدنه حزب الله باشد و آن‌گاه جمع هاي حزب‌اللهي چنين بي رونق باشند؟! آيا همان‌ها، بار ديگر و پس از سردشدن ماجرا، مردمان غزه را در حصار و تنهايي و بدبختي‌شان رها نكردند؟!

آيا زمان آن نرسيده كه از اين گونه اتفاقات درس عبرت بگيريم و به درستي آنها را تحليل كنيم؟ راستي تحليل شما چيست؟ آيا حداقل همين آسيب‌شناسي از بركت خون شهداي غزه نبايد نصيب‌مان شود؟

به راستي اينك كه بار ديگر، خاك سستي پاشيده شده و تفرق حاكم گرديده است با خود نمي‌گوئيم كه كاش مي‌دانستيم چگونه مي‌توانيم يك‌دهم اين جماعت را گرد هم جمع كنيم و به كار بگيريم؟!

چرا اين «مجموعه افراد» به «جمع» تبديل نمي‌شوند تا «يدالله مع الجماعة» شامل حال‌شان گردد و جمع نيروهاي آنان به اقداماتي موثر، عميق و مداوم بيانجامد!؟

قطعا بخش مهمي از علل اين مساله را بايد در «اخلاقيات» خود جستجو كنيم چرا كه هر كدام -ناخودآگاه- به دنبال طرح «خود»ايم و حاضر به انحلال در «جمع» نمي‌باشيم! از لوازم كار جمعي كه يكي، تسامح در سلايق است، به توجيهات مختلف عبور مي‌كنيم و اينچنين است كه اگر جمع هم مي‌شويم به زودي «دل»‌هاي‌مان سرد مي‌شود و از هم مي‌پاشيم چرا كه «من» و همه حرف من بايد محور كارها باشد نه جز آن!

عناصر كار جمعي «مداوم» و نه «عمل زده» و مقطعي را نمي‌شناسيم و موضوع‌مان «كار» است نه «انسان»! اجزاي كار تشكيلاتي كه همه‌اش روابط بين انساني است را بلد نيسيتيم! براي تحول ديگران جمع شده‌ايم و از دغدغه آخرت خود فاصله گرفته‌ايم! كودكيم و به اسم‌هاي اعتباري و موقتي دل خوش داريم! خدا ما را ببخشد!

كار فردي و دو سه نفره را ترجيح مي دهيم و .... نهايتا به تعبير نوراني آيت‌الله شاه‌آبادي هيچ كدام از مبادي «اخوت» اسلامي را مراعات نمي‌كنيم: «برادر تو كسي است كه بر پايه يكرنگي با تو انس گيرد، بر پايه يگانگي، به تكميل نقص و رفع جهل تو پردازد، بر پايه فروتني، تو را عزيز دارد و بر پايه جوانمردي، تو را مساعدت نمايد.»

ارسال در تاريخ 88/10/29 توسط alkomx

از جمله روئيني‌ترين تبعات بروز مدرنيته در «سبك زندگي» يا شيوه رفتار و كردار ماست كه البته معمولا تا سطح انديشه و باور ما فتح نشده باشد، سطح ظاهر و رفتار ما نيز متاثر نمي‌شود و علايق و دغدغه‌هاي ما نيز تغيير نمي‌كند! البته غربزدگي همواره در ظاهر افراد قابل پيگيري نيست.

از جمله آفات اساسي اين دوره، ترويج گفتمان‌هايي است كه مي‌خواهند نقش «سبك زندگي غربي» در زندگي ايراني اسلامي را ناديده بگيرند و بعبارت عوامانه، با اين ادعا كه «ظاهر، ملاك نيست» به ترويج مد و رفتارهاي رايج آن طرف آبي –البته با كمي بومي‌سازي!- دست مي‌زنند.

«زندگي ايراني» و «زندگي ايده‌آل» دو مجله شيك و حجيم اند كه هر كدام به يكي از مجري‌هاي ريش‌دار! صدا و سيما و چند آدم موجه وصل‌اند و با كيفيتي بسيار خوب منتشر مي‌شوند و در يك كلمه مي‌توان موضوع آنها را «سبك زندگي» ناميد! از تورق اين مجلات مي‌توانيد به آخرين مدل و مدها و توليدات در زمينه‌هاي لباس، كفش، ماشين، دكور، ساختمان، آرايش، موسيقي، عطر، غذا، بازي، فيلم و سرگرمي دست پيدا كنيد كه البته بعضا با طعم يك بازيگر، بازيكن يا آقاي هنرمند و خانم دكتر عرضه شده‌اند!

نكته جالب توجه اينها، استفاده از برخي روحانيون در مطلب نويسي اختصاصي براي مجله يا درج مصاحبه از آنهاست! چيزي كه به نظر مي‌رسد به نكته فوق‌الذكر و برداشت عوامانه حضرات از فرهنگي كه امكان اسلامي‌سازي آن نيست برمي‌گردد! اتفاقا جالب اين است كه سخيف‌ترين و سطحي‌ترين لايه فرهنگ غربي در اين مجلات مورد توجه قرار گرفته‌اند كه خود نشانگر عمق فاجعه است! تورق شان ضرر ندارد هر چند گران اند!

* پ‌ن: ۱. چندي است شبكه فارسي زبان اهل سنت به نام نور تاسيس شده كه كمابيش گرايشات سلفي نيز دارد. جالب است كه در محرم، مدام، برنامه‌هاي مربوط به امام حسين«ع» دارند احتمالا به اين خاطر كه مخاطب‌شان حتي اهل عزاداري نيز هست... هر چند اينها، بدلايل كودكانه، بر موجه نبودن عزاداري تاكيد مي‌كنند!

۲.مدتي است با دوستاني جلسه تفسيري داريم و به مرور نظرات اساتيد درباره «فهم قرآن» هم پرداخته‌ايم. نكته‌اي كه بار ديگر برايم قابل توجه بود، تاكيد همگان بر نقش «حالات روحاني و معنوي قاري قرآن» در نوع فهم و استفاده‌اي است كه وي از آن مي‌برد ... اينك بهتر مي‌فهمم كه چرا از آثار معنوي و معرفتي قرآن بي‌بهره بوده‌ام چرا كه «و لا يزيد الظالمين الا خسارا» ... استغفرالله و أتوب إليه!

ارسال در تاريخ 88/10/23 توسط alkomx

* زماني با چند جوان اهل غزه و فلسطين، ارتباط داشتم و يادم هست كه همه آنها بر اين مساله تاكيد داشتند كه هر گاه مسائل مختلف در جهان ضريب مي‌گيرند، فشار بر روي ما زياد مي‌شود لذا دوست داريم هميشه يكي از تيترها ما باشيم! و اين يعني حمايت معنوي و رسانه‌اي و مردمي از پاره تن اسلام، نقشي «حياتي» دارد.

* تداوم مسائل ايران، كه هنوز در شبكه‌هاي مختلف عربي و غربي با عنوان «الأزمة مستمرة» (تدوام بحران) ياد مي‌شود، نه تنها دل بسياري از مظلومان را لرزانده كه مسائل مهمي چون فلسطين را نيز تحت‌الشعاع قرار داده است.

* به همين دلايل، مثلا ساخت ديوار فولادي مصر كه اثري جدي بر وضعيت حماس و مردم غزه خواهد داشت، در ايران بدون بازتاب و در كشورهاي ديگر با بازتاب‌هاي جزئي همراه بوده است! اينجا بهتر معني پرچمداري حمايت از مظلومان توسط ايران فهم مي‌شود.

* همچنين است وضعيت شيعيان يمن كه گر چه در مقابل دولت خائن و مزدور عربستان خوب جنگيدند اما حضور مستقيم آمريكا،‌ ضربات سختي به اين جماعت بدون امكانات مظلوم زد و اينك خبري از صداي تظلم‌خواهي براي آنان نيست!

* راستي چرا خود ما حضور تعداد كمي اوباش آن هم فقط در تهران را چنان ضريب بدهيم كه گويي همه مملكت متوقف بر آن است. بعد از 9 دي بايد به استراتژي ناديده گرفتن اينان انديشيد.

پ‌ن: بر اين باور نيستم كه صداوسيما و مجري و دست‌اندركاران سياسي«رو به فردا» به آزادي بيان اعتقاد دارند تا جايي كه جايي هم به «منظر علي مطهري در انتخابات» بدهند و حتي منظر جناب جليلي! البته سردبير راه به خوبي جمع كرد و گرچه حرفهايش را زد اما بر مسائل مهمتري چون «عدالت رسانه‌اي» تاكيد كرد كه ريشه بسياري از مسائل فعلي كشور است. هر چند عدم فحاشي نسبت به مطهري، چنانچه بدنه مخاطبين و مجري مي‌خواستند! چوب بداخلاقي را به تن ايشان نيز خواهد رساند! كاش، باز شدن فضا در صداوسيما، خاستگاهي حقيقي مي‌داشت و نه سياسي و مقطعي! كاش رسانه ملي، ملت‌اش را مي‌ديد .... سخنان امروز رهبري بسيار مهم خواهد بود.
ارسال در تاريخ 88/10/19 توسط alkomx
قالب وبلاگ